• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 918
  • سه شنبه 2/4/1388
  • تاريخ :

بشکن این سکوت حسرت آلود را
بشکن این سکوت حسرت آلود را
خبر را که شنیدم گویی آوار برسرم  خراب شد، در باورم نمی گنجید  به شهر که قدم نهادم همه مبهوت بودند ودر بغضی حسرت آلود صدای مردم شهر را شنیدم که فریاد می زدند بهشتی راهت ادامه دارد

آن شب آمده بود خانه، که به خواهرش سری زده باشد، نگاهش کردم آرام بود با همان لبخند همیشگی ،تلویزیون روشن بود آن مرد که به نامرد می مانست را نشان می داد ، بنی صدر را می گویم مرد هزار چهره در نیرنگ ،یاد تهمت هایش افتادم  تهمت هایی که هنوز ادامه داشت ،ولی او آرام بود و من بی قرار او ،آنقدر که دیگر نمی توانستم ببینم مظلو میتش را ،تنهایش را  و... اشک فریادی بود از نهان دل  برای برادرم ،به او گفتم مگر نمی بینی تهمت هارا ومگر نمی شنوی شعار ها را وتو تویی که دوستت دارم نگاهم کردی با مهر؛ ولی غصه ات در چشمانت فریاد می زد و کسی نمی دیدو نمی فهمید جز خواهرت ،بشکن این صبر جگر سوز را ،فریاد بزن این ناله ی در گلو گیر کرده را، تا کی سکو ت را زمزمه می کنی؟! وتو... برای التیام غصه ی خواهرت گفتی :الان زمان ان نیست که من پاسخ اینها را بدهم اگر به اتهامات آنان پاسخ دهم این همان چیزی است که انها می خواهند من کار خودم را می کنم اینها می خواهند مرا از صحنه خارج کنند و دوبار ه تکرار قشنگ لبخندت که به مهر گفتی خواهرم : اگر من باشم یا نباشم مردم قضاوت خواهند کرد ومهمتر از آن این است که خداوند در باره ما چه قضاوت می کند مهم نیست که در بار ه من چه می گویند .

بشکن این سکوت حسرت آلود را

دیگر به اوج خود رسیده بود  شعار ها را می گویم آنقدر که دوستانش هم دیگر نمی توانستند از او دفاع کنند ،همه جا سخن از تو بود وتو هیچ نمی گفتی ،همین امروز شنیدم شاید هم وقتی از خانه ساده ات بیرون می امدی تا به حزب برسی خوت هم شنیده باشی که چند خانه داری و پول های نداشته ات در بانک های اروپایی فلان مقدر است و ..همه آنچه که هرروز می شنیدی و سکوت می کردی ،تو سکوت کن اما من باید از تو بشنوم آنچه لب از گفتنش باز داشته ایی،به دفترت  آمدم ،کار داشتی و فرصت سر خارا ندن نداشتی  ولی با لطف آنگونه که زیبنده اخلاق نیکت بود پذیرفتی ،خواستم بگویم چه نشسته ایی که مردک فلان حرفم رابریدی و گفتی :حق نداری به بنی صدر توهین کنی ! وبعد مثل همیشه دری از نور برایم گشودی که امام خوبان علی (ع) می فرماید: خدا کسی که به دیگری توهین کند دوست ندارد وبعد دوبار تکرا تمام محبتی بود که همیشه نثار دوستانت می کردی و گفتی: ما وظیفه ی خدمت داریم و خداوند هم قول داده از ما دفاع کند و این آیه را خواندی :(ان الله یدافع عن  الذین آمنوا)همانا خداوند از كسانى كه ايمان آورده‏اند دفاع مى‏كند1

بشکن این سکوت حسرت آلود را

خبر را که شنیدم گویی آوار برسرم  خراب شد، در باورم نمی گنجید  به شهر که قدم نهادم همه مبهوت بودند ودر بغضی حسرت آلود صدای مردم شهر را شنیدم که فریاد می زدند بهشتی راهت ادامه دارد

نوشته شده  توسط :حسن رضایی


1.سوره حج آیه38

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
علی رضا پاک نیت
درود بر روح شهدا
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 4/4/1388 - 23:26
رضوان نوروزپور
شهیدان زنده اند
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 4/4/1388 - 17:13
ناشناس
راهت ادامه دارد
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 3/4/1388 - 13:39