• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2238
  • پنج شنبه 21/4/1386
  • تاريخ :

کرامات شیخ انصاری(ره)

انسان و معنویت

نابغه دهر، شیخ انصاری دارای کرامات و خوارق عادات بوده است که به دو نمونه از آنها اشاره می‌شود:

کرامت اول:

در زمان شیخ روزی شخصی از تنگی معاش برای دوستش سخن راند و گفت: اگر همراهی با من کنی در این باب فکر و تدبیری اندیشیده‌ام. گفت: بگو اگر صلاح باشد تو را یاری کنم . گفت: در این روزها پول زیادی نزد شیخ مرتضی آورده‌اند. ما شبانه به خانه او رفته و آنها را آورده بین خود تقسیم کنیم .

من چون این بشنیدم او را منع کردم ولی سودی نبخشید. بالاخره با اصرار بسیار مرا با خود موافق نمود به این شرط که در بیرون منزل بایستم تا او برود و بیاید که من مباشر عملی نباشم . چون پاسی از شب رفت به سراغ من آمد و به طرف منزل شیخ روانه شدیم و با تدبیری وارد دهلیز بیرونی شدیم ولی من جلوتر نرفتم، دوستم از پله‌های بیرونی بالا رفت تا از پشت بام بیرونی به بام اندرونی درآید و از آنجا وارد خانه شده و دست به سرقت بزند.

مدتی نگذشته بود که با حالتی پریشان شگفت آور نزد من آمد، سبب را پرسیدم گفت: چیزی را مشاهده کردم که تا خودت نبینی تصدیق من نخواهی کرد. گفتم مگر چه دیدی؟

گفت: از پله‌ها که بالا رفتم سایه‌ای در مهتابی بیرونی به نظرم آمد، وقتی از دیوار بیرونی بالا رفتم که خود را به پشت بام اندرونی برسانم ناگهان دیدم شیری مهیب بر کنار بام اندرونی ایستاده و آماده حمله به من بود و هر چه بالاتر رفتم خشم شیر زیادتر می‌گردید، قدری تامل نمودم تا شاید علاجی پیدا کنم، ولی ممکن نشد، برگشتم . به او گفتم: شاید ترسیده ای !!

گفت: تا نبینی باور نکنی از پله‌ها بالا برو و نگاه کن، از پله‌ها بالا رفتم نزدیک بام اندرونی شیری عجیب دیدم که از ترسش بدنم به لرزه درآمد شیر نعره ای کشید و به سوی پشت بام بیرونی شد، چون این امر خارق عادت را دیدیم از کرامات آن مرد بزرگ شیخ انصاری حمل کردیم و نادم و پشیمان برگشتیم .

کرامت دوم :

یکی از شاگردان شیخ انصاری نقل می‌کند: چون از مقدمات علوم و سطوح فارغ گشته برای تکمیل تحصیلات به نجف اشرف رفتم و به مجلس درس ‍ شیخ درآمدم ولی از مطالب و تقریراتش هیچ نمی‌فهمیدم خیلی به این حالت متاثر شدم تا جایی که دست به ختوماتی زدم ، فایده نبخشید. بالاخره به حضرت امیر علیه السلام متوسل شدم.

شبی در خواب خدمت آن حضرت رسیدم و "بسم الله الرحمن الرحیم " در گوش من قرائت نمود.

صبح چون در مجلس درس شیخ حاضر شدم درس را می فهمیدم ، کم کم جلو رفتم، پس از چند روز به جایی رسیدم که در آن مجلس صحبت می‌کردم . آن روز پس از ختم درس خدمت شیخ رسیدم وی آهسته در گوش من فرمود: آن کس که "بسم الله ... " را در گوش تو خوانده است تا " و لاالضالین" را در گوش من خوانده،

 این بگفت و برفت. من از این قضیه بسیار تعجب کردم و فهمیدم که شیخ دارای کرامت است زیرا تا آن وقت کسی از این موضوع اطلاع نداشت .

 

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
fatemeh84
این بزرگواران کسانی هستند که چشم و گوش دلشان کاملاً باز است و کلیه مسائل را با چشم دل و گوش دل درک می کنند.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 3/4/1387 - 15:25
سعید مهدوی
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
شودکه گوشه چشمی به ما کنند
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 3/4/1387 - 10:35
mylovegod2
کرامت عالی ولی ازکجا چرا چنین شده خود حرف دارد
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 2/4/1387 - 17:6
حجت
درباره ی شیخ رجبعلی خیاط هم مطالبی بگذارید ممنووووووووووووووون
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 2/4/1387 - 15:25
میثم
خیلی عالی بود

. . . شما یاد خدا را بیشتر بکنید در خودتان بنده قسم می خورم که خدای جلیل از کثرت محبتش از در و دیوار تقریباً برای شما کمک کن می فرستد، معلم می فرستد، کسی که یاد بدهد می فرستد، کسی که می فهمد می فرستد. شما سعی بکنید یاد خدا را در خودتان قوی بکنید، در خودتان پا برجا بکنید، استقامت بر این مسئله پیدا بکنید به عهده ی خود خداست تمام پشت بندها و تمام قدرت در دست قدرت اوست. بخواهد انجام بدهد به طرفه العینی انجام می دهد . . .
حضرت آیت الله حاج شیخ حسنعلی نجابت شیرازی . سه رساله(حدیث سرو) . صفحه 32

در تبیان جای این مطالب خیلی خالی هست
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 24/2/1387 - 20:50
ناشناس
خداوند بر توفیقاتتان بیفزاید انشاالله
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 14/10/1386 - 8:10
وينگ
عالي ا ست
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 24/4/1386 - 10:45
ناشناس
بسيار عالي بود اجرتان با حضرت امير (ع)
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 21/4/1386 - 13:1