راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • آبروی خوشنویسیمان در خطر است
    آبروی خوشنویسیمان در خطر است
    آبروی خوشنویسیمان در خطر است
  • خوشنویسی ، پیوندی میان مرکب و عرفان
    خوشنویسی ، پیوندی میان مرکب و عرفان
    هنر خوشنويسي تبلور عالم معنا در عالم صورت است و پيوندي عميق ميان مركب و عرفان و ادب برقرار مي كند. خوشنويسي با نگارش ساده مطالب و حتي طراحي حروف و صفحه آرايي متفاوت است
  • نگاه عرفانی ایرانیان به خط
    نگاه عرفانی ایرانیان به خط
    نشست سیر تحول خوشنویسی در ایران از تیموریان تا قاجار در فرهنگسرای نیاوران برپا شد. اسرافیل شیرچی، هنرمند صاحب سبک خط نقاشی ایران در اين نشست گفت: هنرمند باید فرزند زمانه خود باشد و برای نائل آمدن به این مهم است که باید اصل و ریشه و هویتش را بشناسد و نوآو
  • تعداد بازديد :
  • 2535
  • دوشنبه 27/7/1388
  • تاريخ :

شهر در پيچ و تاب خط

خوشنويسي

گفت و گو با استاد جهانگير نظام العلما خوشنويس 

خوشنويسي به عنوان يكي از هنرهاي اصيل ايراني همچون ديگر هنرها، تاريخي سراسر افتخارآميز  و سرگذشت و قصه‌هايي تلخ هم دارد. ايرانيان گرچه به خوشنويسي شهره‌اند، اما در چند دهه گذشته، هنر خوشنويسي در سيستم آموزشي كشورمان مورد بي‌مهري قرار گرفته و درست به همين دليل است كه امروزه انجمن خوشنويسان ايران و انجمن صنفي خوشنويسان براي حفظ اين هنر، كه با تار و پود فرهنگ ايراني عجين شده است، مسئوليت بزرگ‌تري احساس مي‌كنند و مي‌كوشند.

در ميان استاداني كه به خط خوش فارسي عشق ورزيده و تمام عمر خود را به فراگيري اين هنر و آموزش آن پرداخته مي‌توان از استاد جهانگير نظام‌العلما نام برد. وي در 24 اسفند 1314 شمسي، در بازارچه مروي و در نزديكي مجموعه تاريخي «شمس‌العماره» در مركز تهران متولد شد. 

به گزارش همشهري ، او اكنون عضو هيئت مؤسس انجمن صنفي خوشنويسان ايران است و ساكن منطقه ما. در ميدان هفت‌تير طي ملاقاتي 2 ساعته پاي صحبت‌هاي استاد نشستيم. استاد نظام‌العلما با بياني شيرين از گذشته‌هاي دور برايمان گفت. از دوران كودكي و عشق بي‌وصف خود نسبت به خطاطي و ادبيات، از منزلت هنر خطاطي و دلايل كمرنگ شدن آن در چند سال اخير و از شهر و قابليت زيبايي شهر با هنر زيبايي چون خوشنويسي.

استاد جهانگير نظام‌العلما در خانواده‌اي اهل علم متولد شد. بزرگان خانواده نظام‌العلما زماني به خوشنويسي شهره بوده‌اند. اجداد وي در دوران قاجار، از علما و اديباني بودند كه بسياري تسلط آنان را به انواع دانش‌ها پاس مي‌داشته و فرزندان خود را براي تعليم و تربيت به دست ايشان مي‌سپردند، جهانگير نظام‌العلما در چنين خانواده‌اي پاسداري از ميراث مكتوب كشورمان را برعهده مي‌گيرد.

عشق و علاقه وافر استاد را نسبت به خوشنويسي، وقتي بيشتر درك مي‌كنيم كه متوجه مي‌شويم او سال‌هاست به دور از خانواده‌اش و تنها به خاطر آموزش خطاطي به علاقه‌مندان به خط، در ايران تنها زندگي مي‌كند و تنها سالي يك‌بار به ديدن خانواده خود به خارج از كشور عزيمت مي‌كند.

اولين برخورد

وقتي شاهكار ميرزا غلامرضا اصفهاني بر سر در مسجد سپهسالار نظر استاد نظام‌العلما را در كودكي به خود جلب كرد، تازه متوجه علاقه وافر خود به خطاطي شد. او خود اين علاقه را اين‌گونه توصيف مي‌كند: «هنر خطاطي را بدون معلم آغاز كردم. معلم واقعي من در دوران كودكي كتيبه زيباي ميرزاغلامرضاي اصفهاني، بر سر در مسجد سپهسالار بود. هر روز كه از مدرسه به سمت خانه برمي‌گشتم، ساعت‌ها جلو مسجد ميخكوب مي‌شدم.

همان‌طور كه با چشمانم پيچ و تاب خط را بررسي مي‌كردم، با انگشت اشاره بر روي درز شلوارم آن را اجرا مي‌كردم. شب كه به خانه مي‌رسيدم خطوطي را كه در ذهن حك كرده بودم بر روي كاغذ تمرين مي‌كردم. استاد نظام‌العلما در دوران ابتدايي به قدري عاشق شعر بوده كه به گفته خودش در كلاس دوم ابتدايي كتاب اسكندرنامه را هر شب براي همسايه‌ها مي‌خوانده.

استاد جهانگير نظام‌العلما در خانواده‌اي اهل علم متولد شد. بزرگان خانواده نظام‌العلما زماني به خوشنويسي شهره بوده‌اند. اجداد وي در دوران قاجار، از علما و اديباني بودند كه بسياري تسلط آنان را به انواع دانش‌ها پاس مي‌داشته و فرزندان خود را براي تعليم و تربيت به دست ايشان مي‌سپردند

 او آنچنان بر ادبيات مسلط بود كه در ساعت ديكته در تمام دوران ابتدايي چشم تمام همكلاسي‌ها به دنبال نوشته‌هاي وي بود. او در اين رابطه خاطره جالبي از شيطنت‌هاي كودكي‌اش را برايمان بازگو مي‌كند. مي‌گويد: در تمام دوران ابتدايي در ساعت ديكته به همكلاسي‌هايم تقلب مي‌رساندم تا جايي كه ناظم مدرسه كه متوجه اين موضوع شده بود در ساعت ديكته مرا كنار خود مي‌نشاند تا مراقب من و همكلاسي‌هايم باشد.

با اين حال رمز و رازهايي را ميان خودمان هماهنگ كرده بوديم كه ناظم سردرنمي‌آورد. مثلاً وقتي كلمه‌اي با حرف «سين» نوشته مي‌شد من بر روي پيشاني‌ام مي‌زدم و همه متوجه مي‌شدند. اولين مسابقه، اولين حضور استاد نظام‌العلما در سال 1333 در مسابقه خط كه روزنامه اطلاعات براي استخدام خطاطان برگزار كرد حضور يافت. استاد نظام‌العلما با بيان اينكه در اين امتحان فرزندان و شاگردان استادان برجسته خط شركت كرده بودند مي‌گويد:

هيئتي در اتاق معاونت كل روزنامه اطلاعات حضور داشتند. آنها وقتي نمونه‌هاي خط را بررسي مي‌كردند به نوشته من كه رسيدند خط مرا بسيار پسنديدند. پايين كاغذ هم امضا كرده بودم «نظام العلما». وقتي مرا به داخل جلسه صدا كردند تمام اعضا به احترامم ايستاده بودند.

اما وقتي با جهانگير نظام‌العلماي 20ساله روبرو شدند هيچ‌كدام سرجايشان نمي‌نشستند. چرا كه انتظار نداشتند اين خط يك جوان 20ساله باشد. با تعجب نگاهي به من انداختند و گفتند: نظام‌العلما تو هستي؟ گفتم بله. من همان روز به استخدام روزنامه اطلاعات درآمدم و ساليان سال در اين روزنامه به خوشنويسي پرداختم.

نشان‌ها بر سينه ديوار،

نظام‌العما در محضر استادان برجسته خط و خوشنويسي، تعليم گرفت، استاد علي‌‌اكبر كاوه از نخبگان اين فن، كه خود برجسته‌ترين شاگرد مرحوم عمادالكتاب سيفي بود، از لحظه آشنايي با نظام‌العلما به سال 1330 او را تحت تعليم خود قرار داد. استاد نظام‌العلما با استعداد ذاتي كه داشت به قدري در محضر استاد كاوه موفق بود كه بسياري از خوشنويسان، بر مشابهت خط او با آثاري كه از مرحوم عماد الكتاب به يادگار مانده بود، مهر تأييد زده‌اند.

 سرانجام در سال 1358 جهانگير نظام‌العلما در 45سالگي موفق به دريافت گواهي استادي شد. وي تا به حال به دريافت مدال‌ها و افتخارات زيادي در سال‌هاي پيش و بعد از انقلاب اسلامي نايل آمده است كه از آن جمله مي‌توان به دريافت نشان درجه اول هنر در سال 1369 كه بالاترين پذيرش رسمي خلاقيت هنري وي محسوب مي‌شود، اشاره كرد.

 اما همه زندگي وي به خوشنويسي ختم نمي‌شود و استاد نظام‌العلما از همان دوران نوجواني علاقه خاصي به شنا، كوهنوردي و اسكي داشته است. او كه تا به حال اكثر قله‌ها را صعود كرده است به خاطرات كودكي‌اش بازمي‌گردد و دليل علاقه خود به كوهنوردي را اين‌گونه شرح مي‌دهد:

 در دوران كودكي و نوجواني به همراه دو برادرم هر شب روي پشت‌بام خانه مي‌خوابيدم و من هر سحر طلوع آفتاب را از پشت قله دماوند تماشا مي‌كردم و هميشه علاقه داشتم بدانم خورشيد از كجا به بالاي قله مي‌آيد، به همين خاطر به كوهنوردي علاقه‌مند شدم.

در سال 1338 به همراه گروهي از كوهنوردان قله دماوند را فتح كردم اما وقتي به ارتفاع 5هزارمتري رسيدم متوجه شدم بر روي ابرها راه مي‌روم و چون ابر همه جا را فرا گرفته بود متوجه نشدم آفتاب از كجا درمي‌آيد، در تمام عمر با طناب از اين سوي قله كوه به كوه ديگر مي‌رفتم مادرم بسيار نگران من بود. برايم دعا مي‌كرد و نماز مي‌خواند.

خوشنويسان هميشه زيباترين كلام يا شعر را انتخاب مي‌كنند و اين است كه بيشتر به دل و روح آدمي مي‌نشينند.اما آيا ما در شهرمان به قدر كفايت اين هنر را مي‌بينيم؟نقاشي، آثار گرافيكي زيبا در شهر، بسيارند و حتي اين روزها در متروهاي شهر كاشيكاري و سراميك و... اما كارهاي خوشنويسي جذاب و بديع در شهر كمتر  ارائه شده است.

 بازگشت به خوشنويسي

استاد در ادامه از خط برايمان مي‌گويد از جايگاه هنر خوشنويسي و و راز ماندگاري آن طي قرن‌هاي گذشته و اينكه چرا اكنون اين هنر در ميان ايرانيان كمرنگ شده است. او با اشاره به قدمت هنر خوشنويسي در ايران مي‌گويد: خوشنويسان قديم، بدون وضو خط نمي‌نوشتند. مي‌كوشيدند كه آيات و احاديث و اشعار و جملات آموزنده را بنويسند.

 يك راز ماندگاري و پويايي خوشنويسي همين بوده است. از طرفي خوشنويسي در قالب كتيبه‌ها و كاشيكاري‌ها و معماري مساجد همواره زينت‌بخش معماري و بناهاي مذهبي بوده بنابراين ماندگار شده است. وقتي از استاد درباره دلايل نابودي هنر خوشنويسي در چند سال اخير سؤال مي‌كنيم با اشاره به حضور پررنگ رايانه در ميان خانواده‌‌ها مي‌گويد:

در شرايط فعلي كه همه چيز كامپيوتري شده اكثر افراد باسواد، خط بدي دارند. وقتي نياز به نوشتن نباشد و تنها با كليدهاي كامپيوتر كار شود افراد نسبت به اصول و قواعد خطاطي بي‌اطلاع مي‌مانند و از طرفي براي خوشنويسان امكان اشتغال وجود ندارد. تمام كساني كه هنر خوشنويسي را ادامه مي‌دهند زندگي دوگونه‌اي دارند و منبع درآمد جدايي دارند. در حقيقت اكثر هنرمندان خرج هنر مي‌كنند. بنابراين انگيزه افراد براي گرايش به اين هنر هر روز كمرنگ‌تر مي‌شود.

ترويج هنر با خط خوش

سخن كه به اينجا رسيد از استاد در مورد چگونگي استفاده از هنر خط در سطح شهر و به تبع آن ترويج خطاطي در ميان مردم مي‌پرسيم كه استاد ايده‌هاي جالبي را مطرح مي‌كنند. مي‌گويد: زماني نام هر كوچه را با خط زيباي نستعليق بر روي كاشي حك مي‌كردند و روي ديوار نصب مي‌كردند.

 اما اكنون مي‌بينيم  روي حلبي و با خط ماشيني اين كار انجام مي‌شود. اگر اداره زيباسازي به اين موارد كوچك اهميت دهد، هم هنر كاشيكاري رونق پيدا مي‌كند و هم شهر زيباتر مي‌شود. از طرفي معتقدم تمام اطلاعيه‌ها و بنرهاي تبليغاتي بايد با خط خوانا و زيباي نستعليق باشد. مديران شهرداري مي‌توانند ترويج هنر خطاطي را با تزيين ساختمان‌هاي شهرداري توسط تابلوهاي خط شروع كنند و يا در فرهنگسراها مكاني هر چند كوچك را با عنوان موزه در نظر بگيرند و تابلوهاي ارزنده را در آن به نمايش بگذارند.»

 وي معتقد است كه اگر مديران در حوزه هنر از كارشناسان هر رشته هنري در همان حوزه استفاده كنند و مشورت بگيرند، در كوتاه‌مدت شاهد گسترش هنر در سطح شهر خواهيم بود. استاد نظام‌العلما در ادامه به تبليغاتي اشاره مي‌كند كه در مكان‌هاي درستي قرار نمي‌گيرند و يا در ديد نيستند او دراين‌باره مي‌گويد:

گاهي شاهديم جملات طولاني و يا آيه‌اي از قرآن مجيد روي بنر در بزرگراه‌ها در معرض ديد مي‌گذارند. جاهايي كه نه جاي توقف است و نه امكان خواندن اين‌گونه عبارات آموزنده وجود دارد. او پيشنهاد مي‌كند در زينت شهر با خط نستعليق در بزرگراه‌ها و يا روي پل‌ها از عبارات كوتاه و نغز استفاده شود.

 وي معتقد است كه جملات آموزنده با خط نستعليق بايد در توقفگاه‌ها مانند پارك‌ها، ميدان‌هاي ميوه و تره‌بار يا پاركينگ‌ها نصب شود تا هم شهروندان از خط نستعليق لذت ببرند و هم نكات آموزنده‌اي را دريافت كنند.

نبايد اجازه دهيم هنر خط در ايران نابود شود. خطاطي بزرگ‌ترين هنر اسلامي ايراني است. بايد معلمان و مدرسان خطاطي در انجمن خطاطي تعليم ببينند. در هر منطقه‌اي هنرمندان بزرگ و بنامي زندگي مي‌كنند كه مديران در مناطق از آن بي‌خبرند در حالي كه مي‌توانند از اين حضور بهترين استفاده را ببرند.

هر منطقه يك هنر

همان‌طور كه مي‌دانيد در منطقه 7 استادان خوشنويسي برجسته‌اي همچون استاد ساعتچي رئيس انجمن صنفي خوشنويسان و يا استاد اخوين برجسته‌ترين استاد نستعليق معاصر مشغول به فعاليت هستند.  استاد نظام‌العلما در اين مورد پيشنهاد جالبي براي مراكز فرهنگي و هنري و همين‌طور سازمان فرهنگي و هنري شهرداري دارد.

او مي‌گويد: «بايد در هر منطقه معاونت اجتماعي شهرداري به دقت مراكز هنري را بررسي كند و هنر برجسته‌اي كه در هر منطقه است را شناسايي كند. به اين ترتيب هر منطقه‌اي را در شهر با يك هنر مشخص كند.

بطور مثال همه بدانند منطقه 7، منطقه خوشنويسي است. از اين رو اين هنر را در منطقه حمايت كنند تا بتوانند خدمات ارزنده‌اي را به همه شهروندان ارائه دهند. مانند تالار رودكي كه مركز اجراي موسيقي است.

سخن آخر

 استاد نظام‌العلما در پايان گفت‌و‌گو به  اوضاع نا خوشايند بد هنر خوشنويسي در كشور مي‌كند و مي‌گويد: نبايد اجازه دهيم هنر خط در ايران نابود شود. خطاطي بزرگ‌ترين هنر اسلامي ايراني است. بايد معلمان و مدرسان خطاطي در انجمن خطاطي تعليم ببينند. در هر منطقه‌اي هنرمندان بزرگ و بنامي زندگي مي‌كنند كه مديران در مناطق از آن بي‌خبرند در حالي كه مي‌توانند از اين حضور بهترين استفاده را ببرند.

خوشنويسان هميشه زيباترين كلام يا شعر را انتخاب مي‌كنند و اين است كه بيشتر به دل و روح آدمي مي‌نشينند.اما آيا ما در شهرمان به قدر كفايت اين هنر را مي‌بينيم؟نقاشي، آثار گرافيكي زيبا در شهر، بسيارند و حتي اين روزها در متروهاي شهر كاشيكاري و سراميك و... اما كارهاي خوشنويسي جذاب و بديع در شهر كمتر  ارائه شده است.

هر چند در همان مترو چند مورد پيدا مي‌شود. در حالي كه زير پل‌ها يا پارك‌ها ازجمله جاهايي است كه البته به فراخور خود مي‌توان از اين هنر به وفور استفاده كرد. حتي با وجود هنري چون نقاشي‌خط كه چند سال است باب شده مي‌توان جلوه‌اي ديگر از هنر را آفريد و رنگ را نيز به فراخور مكان به آنها افزود.اگر به تاريخ تكامل تمدن بشري نظري بيندازيم، مي‌بينيم كه اختراع و پديد آوردن خط به وسيله رفتگان ما، مسئله‌اي است توجه برانگيز.   

تنظيم براي تبيان : مسعود عجمي

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
ناشناس
تقاضا دارم در مورد اساتید بیشتری صحبت شود تا بیشتر آشنا شویم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 26/7/1389 - 16:23
بی نام
من شاگردشونم... فقط اینقدر بهتون بگم که کسی واقعا قدر این آدمای بزرگو نمی دونه... هیچ کس...
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 22/4/1389 - 0:35
niny200527
هنر نزد ایرانیان است و بس
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 1/8/1388 - 19:18
جابر اسماعیل پور عالیزمینی
واقعا مطالب خوبی بود حرف دل منو زد
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 27/7/1388 - 11:27