سعی میكنم روی پای خود با یستم
محمد علی طالبی از كارگردانان باسابقهای است كه نامش با سینمای كودك و نوجوان عجین شده است.
از «شهر موشها» كه هنوز بهترین فیلم دوران كودكی جوانهای امروزی است تا «چكمه»، «تیك تاك» و... نشان دهنده علاقه او به این حوزه است. اما او این روزها فیلم «دیوار» را بر پرده سینماها دارد. قهرمان فیلم تازه او دختر جوانی است كه دغدغه تامین معاش دارد و به همین خاطر، بر دیوار مرگ موتورسواری میكند.
طالبی میگوید:« قصد دارم معضلات اجتماعی را به تصویر بكشم و در این راه ممكن است به سراغ هر قشر و گروهی بروم.»طالبی كه در دهه 60 گل پامچال را به عنوان یكی از پر مخاطبترین سریال های آن زمان كارگردانی كرد، میگوید: میتوانستم به سمت فیلمسازی برای عوام بروم اما این كار را نكردم.نمیتوانم به خاطر دیده شدن خودم را تمام و كمال در اختیار سلایق مقطعی تماشاگر بگذارم. من دوست دارم حرفهای خودم را بزنم؛ اگر فیلمم دیده شد كه از مردم ممنونم در غیراین صورت باز هم اتفاق خاصی نمیافتد.
• چطور شد با یك وقفه 7 ساله بعد از «تو آزادی» فیلم «دیوار» را ساختید؟ آیا مشكلات ساخت فیلم در حوزه سینمای كودك باعث این اتفاق شده بود؟
نه این طور نیست. البته همیشه در مورد فیلمهای كودك این نكته وجود دارد. گاهی تغییراتی به وجود میآید كه ممكن است باعث شود ما دوباره كار خود را شروع كنیم. من چند سال تلاش میكردم فیلم «دیوار» را بسازم اما موانعی وجود داشت تا اینكه توانستم با تهیهكننده بخش خصوصی، این فیلم را بسازم.
سختیهای این فیلم را اگر كنار بگذاریم از طرف فضا و مدیریتهای فرهنگی هم مشكلاتی وجود داشت؛ به این معنا كه در این بخش هر كسی ساز خودش را میزند. مدیریت فرهنگی با تغییراتی كه در آن به وجود میآید باعث از بین رفتن انگیزههای ما بهعنوان فیلمساز میشود. در این بخش با تغییر مدیریت، تغییر در نظرات و سلایق به وجود میآید. گاهی كم تجربگی مدیران باعث لطمه خوردن به كار ما میشود و ما همچنان سعی میكنیم روی پای خودمان بایستیم.
• این بار به جای پرداختن به كودكان و نوجوانان به مشكلاتی كه سر راه دختران و زنان كارآفرین است پرداختید. چرا؟
«دیوار» در مورد دخترانی است كه تلاش میكنند در شرایطی كه بیكاری بیداد میكند و بازار كار وجود ندارد روی پای خودشان بایستند و حتی خانوادهای را تامین كنند. من سعی كردم با نمایش زندگی این قشر نشان بدهم كه بعضی افراد چقدر برای رسیدن به اهداف خود تلاش میكنند؛ دختری كه دنبال كار میگردد و كار ایجاد میكند تا نان حلال بخورد و در این رابطه هم سعی میكند به خانواده كمك كند و به راههای خلاف كشیده نشود. این كوششی است كه دختر از خود نشان میدهد و موانعی هم پیش رویش است كه باعث میشود او گهگاه متوقف شود اما نهایتا در مسیر خود موفق میشود و كارش را به سرانجام میرساند.
• چه اصراری داشتید كه قهرمان داستانتان به سراغ یك كار مردانه برود؟
كار اصلا مردانه و زنانه ندارد. این تنها كاری بود كه ستاره، قهرمان داستان ما از آن سررشته داشت. البته ما در فیلم میبینیم كه او حتی در خانه هم كارهایی مثل درست كردن كیت كامپیوتری انجام میدهد و یا سبزی پاك میكند. همه اینها نشان میدهد كه او كم درآمد است. حتی او به شیرینیفروشی میرود و یا در جایی در صفی كه خانمها ایستادهاند و بهدنبال كار آمدهاند میایستد.او تنها بهدنبال كار مردانه نمیرود.به ناچار شغل پدرش را انتخاب میكند كه اتفاقا خیلی هم مردانه نیست.
شما اگر به پاركها بروید میبینید كه هنوز هم هستند دخترانی كه موتورسواری بر دیوار مرگ شغلشان است. آنها از این راه ارتزاق میكنند.در این میان هستند كسانی كه با ناآگاهی خودشان باعث كارشكنی و توقف فعالیت آنها میشوند؛ افرادی كه تنها به ظاهر امر توجه دارند. امثال این افراد متأسفانه در مدیریت فرهنگی ما هم دیده میشوند؛ آدمهایی كه افكارشان به روز و خوانا نیست. اینها حتی با آنچه در سیستم نظام ما وجود دارد نیز هماهنگ نیستند و ساز خودشان را میزنند. این افراد نتوانستند فیلم من را عمیق ببینند و درك كنند.
• پس هنوز هم از مشكلاتی كه در زمان برگزاری جشنواره فجر برای فیلمتان پیش آمد، گله دارید؟
بله، متأسفانه در دورههای مختلف آدمهایی سر كار میآیند كه ما مجبوریم با آنها كلنجار برویم. آثاری كه ما تولید میكنیم بازتاب شرایط اجتماعی است و ما حق داریم با آنها بیرودربایستی برخورد كنیم. طبیعی است كه هر وقت فیلمی میسازیم آن فیلم برگرفته از شرایط اجتماعی ماست و ما قصد تخریبگری نداریم.
هنرمندان سفیرانی هستند كه گوشه گوشه مملكت را میبینند و تمام زیبایی هنر و سینمای كشور ما به بیپرده صحبت كردن و راحت حرف زدن است؛ اینها باعث درخشش آثار سینماگران میشود. گاهی افراد وارد این كار میشوند و بر مبنای سلایق شخصی كه خیلی هم ربطی به ساختار نظام ندارد كارشكنی میكنند.
ما بیهوده 20 مورد حذفی در این فیلم داشتیم كه نباید اتفاق میافتاد. من بیهوده در یك مقطع زمانی طولانی كه از جشنواره فجر سال گذشته تا قبل از اكران فیلم را شامل میشود بهدنبال بر طرف كردن مشكلات و ایرادهایی بودم كه به این فیلم گرفته شده بود. ایجاد مانع با حساسیت بی جا، باعث دلسردی میشود. فیلم من یك حرف دارد و آن اینكه یك دختر قصد دارد یك لقمه نان حلال به دست بیاورد و این دختر حتی میتواند فرزند هر یك از ما باشد. افرادی كه برای به نمایش در آمدن چنین فیلمی كارشكنی میكنند، دید محدودی دارند.
قصد دارم معضلات اجتماعی را به تصویر بكشم و در این راه ممكن است به سراغ هر قشر و گروهی بروم.
• بهنظر میرسد موتورسواری بر دیوار و فیلمبرداری از آن، كار دشواری است. بهنظر خودتان موتورسواری بر دیوار مرگ آن قدر جذاب از آب در آمده كه بتواند سختیهای كار در این فضا را جبران كند؟
شما نباید تنها شكل ظاهری این دیوار را ببینید. این دیوار سمبلی است از مشكلاتی كه كاراكتر فیلم دارد. برای من شكل دایرهای این دیوار مهم بود. چرخش در این دیوار نمادی از دایره زندگی است كه تكرار میشود؛همان دایره مینا كه در اشعار حافظ هم به آن اشاره شده است. چرخ زدن در دایره زندگی و كسب روزی حلال مد نظر من بود. این مسئله با تمام سختیها و مشكلاتی كه دارد جذاب است.
• اصلا این دیوار را چطور ساختید؟
این دیوار دكور سختی بود و ما نمیتوانستیم آن را بسازیم. ساخت و ساز آن هم طولانی بود. ما این دكور را از یكی از شهرهای جنوبی كشور آوردیم و یك ماه طول كشید تا آن را در مكان دلخواهمان مستقر كردیم. لوكیشن ما پارك رازی اطراف گمرك بود. این دیوار بزرگتر از دیوارهای معمولی موجود بود و البته چون ما از امكانات مكانیكی، دیجیتال و پرده سبز نیز استفاده نكردیم گرفتن هر پلان برای ما كار بسیار سختی بود. نورپردازی، حركات دوربین و... همه از سختیهای كار بود. به هر حال عوامل سازنده این فیلم از همه توان خود برای خلق هیجان و فضاهای جذاب استفاده كردند.
• چرا این بار به سراغ بازیگران حرفهای رفتید؟
من اساسا از همان ابتدا به گلشیفته فراهانی فكر میكردم. میخواستم از هنرپیشهای كه هم از نظر اخلاق حرفهای و هم از نظر كار شاخص است، استفاده كنم. این بازیگر هوش و تواناییهای فوقالعادهای دارد و فیزیك او نیز كاملا مطابق با نقش ستاره بود. بعد از انتخاب گلشیفته طبیعی بود كه در مورد سایر بازیگران هم به یك تركیب حرفهای فكر كنم. بهنظرم آزیتا حاجیان، محمد كاسبی، مهرداد صدیقیان و زهره میرحسینی انتخابهای خوب و بجایی بودند.
• یعنی دغدغه گیشه و بازگشت سرمایه، شما را به سمت انتخاب بازیگران حرفهای سوق نداد؟
نه، من واقعا این طوری فكر نمیكنم. یعنی هیچ وقت از ابتدای فیلمسازی تا به حال این طور نبودهام. من سهمی برای فروش فیلمهایم ندارم ضمن اینكه هیچ وقت گیشه مد نظر من نیست؛ اگر میخواستم از قدیمترها این كار را میكردم. شاید بعد از « گل پامچال» كه دیگر دستم آمده بود ذائقه مردم چیست، میتوانستم به سمت فیلمسازی برای عوام بروم اما این كار را نكردم.
• یعنی شما دوست ندارید فیلمتان دیده شود؟
دوست دارم ولی نه به هر قیمتی. من نمیتوانم به خاطر دیده شدن، خودم را تمام و كمال در اختیار سلایق مقطعی تماشاگر بگذارم. من دوست دارم حرفهای خودم را بزنم؛ اگر فیلمم دیده شد كه از مردم ممنونم در غیراین صورت باز هم اتفاق خاصی نمیافتد.
• درست است كه جایی گفته بودید به جشنوارههای خارجی علاقهمندید؟
بله و میدانم تعجب شما از این بابت است كه این حرف در كشور ما به نوعی به جان خریدن اتهام است. چه اشكالی دارد كه فیلمهای ما به جشنوارههای خارجی بروند؟ فكر میكنم كسانی كه در جشنوارههای بینالمللی شركت میكنند همیشه باعث افتخار كشور ما هستند. برخی با نگاههای مقطعی قصد دارند این جریان را كم اهمیت جلوه بدهند یا آن را متهم كنند.
من از حضور در جشنوارههای خارجی استقبال میكنم و سرم را بالا میگیرم. كسانی كه فیلم جشنوارهای را متهم میكنند اگر بتوانند در یك جشنواره درجه 8 هم شركت كنند، این كار را میكنند. گواه حرف من حضور پرتعداد فیلمهای ایرانی در بازار كن است. كسانی كه این حرفها را میزنند بیشتر شعار میدهند. آنها كه دستشان به جایی نمیرسد سعی میكنند سینما را تخریب كنند و انگ بزنند.
• این عده عقیده دارند فیلمهای جشنوارهای بیشتر معضلات جامعه ایرانی را با بزرگنمایی به تصویر میكشند.
این بحثها همیشه بوده و هست ولی حتی فیلمهایی مثل «واكسی» و «دزد دوچرخه» دسیكا هم از همین دسته هستند. در این فیلمها هم ما مشكلات را میبینیم و این ایرادی ندارد. به هر حال دیدگاهها متفاوت است. متأسفانه عدهای این مسائل را دستمایه تخریب قرار میدهند. خروجی این افراد تعدادی فیلم كم ارزش است كه هیچ خلاقیت و تكنیكی در آن نیست.
قهرمان فیلم تازه او دختر جوانی است كه دغدغه تامین معاش دارد و به همین خاطر، بر دیوار مرگ موتورسواری میكند.
• بعضی از گروههای طرفدار حقوق زنان نیز از فیلم «دیوار» دفاع كردند.
من این گروهها را زیاد نمیشناسم اما اگر خانمها از فیلم من حمایت كنند این مسئله باعث خوشحالی من میشود. خوشبختانه تا امروز همه خانمهایی كه این فیلم را دیدهاند از آن راضی بودهاند.
• راستی چه اصراری داشتید كه فیلم پایانی خوش داشته باشد؛ میخواستید تلخیهای فیلم را تلطیف كنید؟
پایان فیلم این طور كه شما میگویید خیلی هم خوش نیست. در واقع یك راهی باز میشود كه این آدم پشت دیوار نماند و مسیری پیدا میشود كه او شغلش را ادامه بدهد. پایان «دیوار» تفكربرانگیز است. قرار است این راه ادامه پیدا كند و قهرمان ما پشت بنبست نماند. من30 سال است كه همین طوری زندگی میكنم؛ یعنی بهدنبال راهی هستم تا در اجتماع خودم و با مردم كنار بیایم، با سنتهایی كه وجود دارد زندگی كنم و تلاش میكنم تا بهتر زندگی كنم.
• قصد ندارید دیگر در حوزه سینمای كودك و نوجوان فعالیت كنید؟
اصلا فكر نكنید كه قصد دارم از این حوزه دوری كنم. اتفاقا همین حالا هم چند فیلمنامه در دست دارم. من به این سینما علاقه دارم و به فعالیت در آن ادامه میدهم و این كار هم اصلا ربطی به شرایط ندارد. من چند سناریو با موضوع نوجوانان دارم و میخواهم كار كنم اما جرات نمیكنم حتی از نزدیكی خیابان 30تیر كه بنیاد سینمایی فارابی در آن واقع شده رد بشوم، چون متأسفانه هیچ تعاملی به وجود نمیآید. به من فرصت گفتوگو با مدیر عامل فارابی را نمیدهند؛ اگر هم این امكان فراهم شود آن قدر جواب سر بالا میشنوم كه پشیمان میشوم.
منبع : همشهری
مطالب مرتبط :
ناهمخوانی درام و واقعیت در "دیوار" طالبی
وار به لوكیشن دیوار مرگ رسید
نشست فیلم «دیوار»