راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

  • تعداد بازديد :
  • 159
  • دوشنبه 23/2/1387
  • تاريخ :

نگاهي به فيلم "پابرهنه در بهشت"  

هومن سيدي

«پابرهنه در بهشت» اولين ساخته بلند بهرام توكلي از گشوده شدن مسيري تازه درسينماي فرهنگي ايران حكايت دارد.

سينمايي كه با پرهيز از الگوهاي مستعمل جشنواره اي در جست و جوي هوايي تازه است.

«پابرهنه در بهشت» يك درام روان كاوانه است كه در آن فيلمساز كوشيده با پرداختن به آدم هايي مسئله دار، تصويري ملموس از چالش هاي روحي آنها به دست دهد.مهم ترين ويژگي فيلم توكلي، تمركز بر شخصيت هاست و نكته قابل توجه اينكه فيلمساز به صورت توامان هم به شخصيت ها توجه دارد و هم به سير روايت داستان.

«پابرهنه در بهشت» مي‌توانست همه جذابيتش را از سوژه متفاوتش بگيرد. اينكه روحاني جواني كه با ترديدهاي زيادي روبه‌روست به يك قرنطينه پناه مي‌برد، از جامعه اطرافش فاصله مي‌گيرد و در سكوت آسايشگاه حقيقت را جست‌وجو مي‌كند آنقدر جذاب است كه بهرام توكلي جوان را وسوسه كند همه توجهش را صرف قصه كند. اما فيلمساز سعي كرده در قالب يك ساختار سينمايي و تازه (در محدوده سينماي ايران) قصه‌اش را روايت كند. اين فرم روايي از آغاز فيلم و همان سكانس‌هاي نخستين، توجه مخاطب را جلب مي‌كند.

كارگردان در شكل دادن به فضاي كابوس‌گون فيلمنامه موفق است. در نريشين‌هاي يحيي هم روي اين موضوع تأكيد مي‌شود كه شايد تجربه‌اي كه روحاني جوان در آسايشگاه پشت‌سر مي‌گذارد، كابوسي ذهني است. رنگ‌هاي تيره و سرد و فضاي غريب آسايشگاه در سكانس‌هاي ورود يحيي و مواجهه‌اش با آدم‌هايي كه در آسايشگاه حضور دارند، اين تصور را كه همه چيز در كابوس شخصيت اصلي مي‌گذرد، تأييد مي‌كند. اما در اواسط فيلم، رنگ‌ها تغيير مي‌كند و فضا رئاليستي مي‌شود. اين تغيير، آنچنان بطئي است كه مخاطب به‌راحتي آن‌را مي‌پذيرد.

يحيي شبيه قديسان است. انتخاب هومن سيدي باتوجه به ويژگي‌هاي ظاهري‌اش براي اين نقش كاملا هوشمندانه و در خدمت فيلم بوده. مواجهه او با محيط و آدم‌هاي آسايشگاه طوري طراحي شده كه انتخاب و تصميم نهايي او براي ماندن در بخش دائمي، قابل باور است. ارتباطي كه يحيي با محيط برقرار مي‌كند يكسويه نيست. قرار نيست تنها آدم‌هاي اطراف يحيي تحت تأثير سلوك و مشي خاص او، متحول شوند. خوشبختانه اصلا كسي تغيير نمي‌كند. حتي در پايان، زماني كه از تصميم يحيي مطلع مي‌شويم تأكيدي روي اين نمي‌شود كه يحيي پاسخ سئوال‌هايش را گرفته و خدمت به بيماران بخش دائمي، آخرين نقطه‌اي است كه يحيي در آن قرار مي‌گيرد.

حضور در اين بخش، پايان سفر موقتي او در آسايشگاه و عبادتي تازه براي او است.كارگردان از حادثه‌پردازي پرهيز كرده و ايجاد كشش و جذابيت را به‌عهده خلق و تعريف موقعيت‌ها گذاشته است. يحيي هر بار با يكي از شخصيت‌ها آشنا مي‌شود و از طريق آنها، مسير سير و سلوك او كامل مي‌شود، او مثل ناظري خاموش به حرف‌هاي ديگران گوش مي‌دهد و معمولا پاسخي براي پرسش‌ها ندارد. او سؤال‌هاي معصومه (نگار جواهريان) را با سكوت پاسخ مي‌دهد. با موضع تند و متعصبانه دكتر (امين تارخ) در قبال بيماران مخالف است. سعي مي‌كند مشكل مالي پيرزن خدمتكار را حل كند.

به جست‌وجوي فرزند شعيبي مي‌رود و فقط تلاش مي‌كند زندگي را براي آدم‌هاي به آخر خط رسيده آسايشگاه قابل تحمل كند. برپايي مسابقه فوتبال و حضور در مراسم ازدواج سرباز و معصومه هم به همين دليل است. فيلم به يحيي متكي است و موفق بودن هومن سيدي در اجراي اين نقش، كمك زيادي به فيلم كرده است. اين شخصيت‌پردازي درست را درمورد شخصيت‌هاي ديگر هم مي‌بينيم، شاهو (افشين هاشمي)، دكتر، سرباز و... حتي همسر شاهو با وجود حضور كوتاهي كه دارد، كاملا پذيرفتني است. طراحي ميزانسن براي سكانس گفت‌وگوي زن و شاهو اين سكانس را كه مي‌توانست فقط عاطفي و رمانتيك باشد، تراژيك و به يادماندني از كار درآورده، بدون استفاده از كلام و در سكوت، اشتياق و عشق شاهو و تنهايي و استيصال زن را مي‌بينيم. فيلم پر است از سكانس‌هايي كه اطلاعات و فضاسازي در آنها از طريق تصوير و نشانه‌هاي بصري منتقل مي‌شود.

آتش روشن كردن سرباز با نور خورشيد و عينك شاهو در حياط مقدمه‌اي است بر خودسوزي شعيبي، روشن و خاموش شدن چراغ‌هاي آسايشگاه حالات روحي و موقعيت شخصيت‌ها را نشان مي‌دهد. شاهو آرزو مي‌كند برف ببارد و در سكانس بعدي در بارش برف شديد جنازه‌اش را از آسايشگاه خارج مي‌كنند.

طنزي ظريف در بعضي فصل‌ها فضاي سرد و تاريك فيلم را تلطيف مي‌كند. شخصيت سرباز كه كاملا با شخصيت‌هاي درهم‌شكسته فيلم متفاوت است، چنين كاركردي دارد.

رخوشي او با فضاي غمبار و كسالت‌آور آسايشگاه تضاد غريبي دارد. در يكي از سكانس‌ها نريشين يحيي را مي‌شنويم كه حاوي حرف‌هاي او درباره مسيري است كه انسان طي مي‌كند با اين مضمون « كه چه هستيم و چه مي‌شويم».  اين نريشين را روي صحنه‌اي مي‌بينيم كه يحيي سطل آب را روي زمين مي‌ريزد و پيرزن خدمتكار به كنايه به او مي‌گويد: «تو هيچي نمي‌شي.» از اين بازي‌هاي كلامي و طنزهاي ظريف در فيلم استفاده‌هاي خوبي شده است.

«پابرهنه در بهشت» از حضور يك فيلمساز با استعداد در سينماي ايران خبر مي‌دهد. كارگرداني كه بايد منتظر فيلم‌هاي بعدي‌اش باشيم. فيلم‌هايي كه بايد ثابت كنند امتيازهاي اولين ساخته توكلي اتفاقي نبوده و همه ايده‌هاي او در اين فيلم خرج نشده. فيلم دوم توكلي مي‌تواند موقعيت او را در سينماي حرفه‌اي تثبيت كند. او با «پابرهنه در بهشت» نيمي از راه را رفته و بقيه مسير كه دشوارتر است را با فيلم‌هاي بعدي بايد طي كند.

منبع : همشهري