راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

  • تعداد بازديد :
  • 1278
  • شنبه 29/12/1388
  • تاريخ :

پیامبری در سرزمین بربرها  
عرب

چگونه پیامبر توانست جامعه جاهلی را تغییر دهد؟1

الگویی برای رسالت روحانیت

روحانیت و حوزه های علمیه، پس از اهلبیت اطهار(ع) مروجان مکتب اسلام و ادامه دهنگان سیره و سنت نبی اکرم(ص) هستند از این رو باید در مواجهه با مشکلات و انتخاب راهبردها و استراتژی های فرهنگی و تبلیغی همواره به سیره و سنت رسول اکرم(ص) مراجعه کنند تا با بهره گیری از برکات وجودی و صراط مستقیم سیره و سنت ایشان، برنامه ها و استراتژی های پیشبرد دین و تبلیغ ارزشهای الهی را تنظیم نمایند. زیرا زندگي پر فراز و نشيب حضرت رسول اکرم(ره) از جنبه‌هاي متعدد داراي غناي معرفتي و بينشي است كه مي‌توان با تأسي به اين پيامبر الهي برنامه سعادتمندانه زندگي را پي ريزي نمود. از این رو قرآن کریم، پیامبر(ص) را الگو و اسوه نيكو براى مؤمنان و امت اسلام معرفى كرده است:

«لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيراً» (1)

انبياي الهي و بخصوص انبياي اولوالعزم داراي ابعاد مختلفي در حيات فردي و اجتماعي خويش هستند و مسئوليت‌هاي متعددي از طرف خداوند بر دوش آنها نهاده شده است؛ از جمله اين وظايف بزرگ، رسالتِ هدايت مردم به سوي خير و سعادت و تنظيم زندگي آنها براساس قسط و عدل بوده است.(2) این رسالت بزرگ در عصر غیبت نیز ادامه داشته و دارد و فقها و روحانیت عهده دار این رسالت بزرگ الهی در هدايت مردم به سوي خير و سعادت و تنظيم زندگي آنها براساس قسط و عدل هستند.(3) بنابراین در ایفای این رسالت الهی باید به الگوی پیامبر در هدایت مردم توجه کرد.

يكى از ابعاد زندگى پيامبر اسلام‏(صلى الله عليه وآله وسلم) شيوه آن حضرت در تبديل جامعه جاهلى به جامعه اسلامى است. پرسش اين است كه: چگونه پيامبر اسلام‏(صلى الله عليه وآله وسلم) توانست در فرصتى اندك و با امكاناتى ناچيز، آن‏چنان تغييراتى در سطح فرد و جامعه به‏ وجود آورد كه پس از مدتى، جامعه‏اى كاملا متفاوت با آن‏چه پيش از آن بوده ‏است، پديد آورد.(4) تبیین این الگو و مدل رسول اعظم(ص) در کار فرهنگی و تبلیغی به یقین می تواند راهگشای بسیاری از برنامه ریزی های حوزه و روحانیت گردد.

حضرت محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) در جريان تغيير، تبديل و گذار از جامعه جاهلى به جامعه اسلامى از شيوه فرهنگى بهره جسته است؛ به بيان ديگر، در راس اقدامات آن حضرت، اقدامات فرهنگى و تربيتي قرار داشته است، پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) با تربيت نيروهاي كارآمد توانست تشكيل حكومت داد، و در حكومت هم، به فكر و فرهنگ، و تربيت اولويت مى‏داد.

ويژگى‏هاى جامعه جاهلي

علامه شعرانى در تفسير جاهليت گفته است:

«جاهليت اولى به اصطلاح امروز آن دوره توحش انسان است كه هنوز قواعد مدنيت را در نيافته، خود را پاى بند احكام نساخته بود. در آن عهد مردان و زنان برحسب غريزه حيوانى يا يكديگر معاشرت داشتند و پس از آن‏كه قومى متمدن شدند و محاسن آداب، مكارم اخلاق و احكام و شرايع را پذيرفتند، هرگاه باز به توحش باز گردند و شرم و حيا ميان آن‏ها ضعيف گردد و مراعات آداب نيكو فراموش شود، جاهليت ثانى است. بى‏عفتى و لاقيدى زنان از لوازم توحش نوع بشر است آن‏گاه كه زندگيشان نزديك به روش حيوانات بود، خداوند زنان را از آن گونه رفتار منع كرد.»(5)

در نهج البلاغه نيز جاهليت مورد انتقاد و توصيف قرار گرفته است. از جمله حضرت على‏(عليه السلام) مى‏فرمايد:

«همانا خدا محمد را برانگيخت، تا مردمان را بترساند، و فرمان خدا را چنان‏كه بايد، رساند. آن هنگام شما اى مردم عرب! بدترين آيين (على شر دين) را برگزيده بوديد، و در بدترين سراى خزيده (فى شر دار). منزلگاهتان سنگستان‏هاى ناهموار، همنشينتان گرزه مارهاى زهردار. آبتان تيره و ناگوار، خوراكتان گلوآزار. خون يكديگر را ريزان، از خويشاوند بريده و گريزان. بتهاتان همه جا بر پا، پاى تا سرآلوده به خطا»

هم‏چنين در خطبه 126 مى‏فرمايد:

«همچون بدخويان جاهليت مباشيد كه نه در دين فهم دارند و نه شناساى كردگارند»

نيز در خطبه 95 مى‏فرمايد:

«او را برانگيخت، حالى كه مردم سرگردان بودند و بيراهه فتنه را مى‏پيمودند، هوا و هوسشان سرگشته ساخته، بزرگى خواهيشان به فرو دستى انداخته، از نادانى جاهليت‏خوار، سرگردان و در كار نااستوار، به بلاى نادانى گرفتار. او كه درود خدا بر او باد، خيرخواهى را به نهايت رساند، به راه راست رفت و از طريق حكمت و موعظه نيكو، مردم را به خدا خواند.»

روشن است كه در گفتارهاى مذكور، انحطاط فكرى اعراب، در كنار خشونت طبيعى و انحطاط مادى و معنوى به تصوير كشيده شده‏است. مردم در آن دوران، دچار دوگونه نابه سامانى و كمبود بودند: نابه سامانى مادى كه از لحاظ رفاه در سطح پايينى قرار داشته باشند و نابه‏سامانى معنوى كه عبارت است از گمراهى مردم و خالي از تفكر، اختيار و ابتكار كه سه خصلت اصلى انسان است.

بنابراين مي‌توان گفت: دوره جاهلى دوره‏اى است كه مجموعه‏اى از نابه‏سامانى‏هاى مادى و معنوى آن را احاطه كرده است و در كل، جامعه داراى آهنگ و جهت الهى نيست؛ از نظر مادى، مردم از وضع اقتصادى خوبى برخوردار نيستند و از نظر معنوى، از دين قابل دفاع عقلانى و منطقى و پيراسته از خرافات بى‏بهره‏اند. قتل و غارت (الحق لمن غلب)، شرب خمر و قمار (از تمامى انواع آن) در ميان آن‏ها رواج دارد اقدامات خلاف اخلاق و زنده به گور كردن دختران (عمدتا به خاطر مسائل اقتصادى) از ديگر اقدامات جاهلى است. افتخار به حسب و نسب و قوم و قبيله از ديگر اعمال اعراب در عصر جاهلى است كه سوره تكاثر در همين زمينه نازل شده‏است. از نظر اعتقادى، شرك و بت‏پرستى در ميان تعداد زيادى از اعراب رواج داشت. از نظر سياسى مى‏توان مهم‏ترين ساخت‏سياسى را در قبيله جست‏وجو كرد. قبيله به جماعتى گفته مى‏شود كه براساس «نسب‏» و «خون‏» به همكارى در جهت‏بهبود معيشت‏خود اقدام كرده باشند. عامل همبستگى اعضاى قبيله با يكديگر «عصبيت‏» است. رئيس قبيله شيخ قبيله است كه لازم است مسن، مجرب، عاقل، شجاع و ثروتمند باشد. شيخ قبيله مسئول جنگ و صلح و پيمان‏ها و مهمانى‏هاى قبيله‏اى است. از مهم‏ترين قبايل در جزيرة‏العرب مى‏توان از قبيله قريش نام برد. اهتمام به شعر و ادب، شعر و خطابه، دانش تبارشناسى و يا علم الانساب و نيز علم‌الايام از ديگر ويژگى‏هاى اعراب جاهلى بود. مهمان‏نوازى و شجاعت نيز در ميان آنان به صورت يك فرهنگ و عادت در آمده بود. موارد اخير را مى‏توان به عنان نقاط مثبت در عصرجاهلى در نظر گرفت، گرچه چون فاقد جهت‏گيرى كلى الهى بود طبعا نمى‏توانست در همه كاربردها مثبت ‏باشد.

ادامه دارد...


 نوشته سید مهدی موسوی

منابع:

1. سوره احزاب، آیه:21.

2. سوره حديد، آيه: 25.

3. ر.ک: امام خمینی، ولایت فقیه، ص9؛ امام خمینی، منشور روحانیت، 1385، ص9-10؛ آیت الله عبدالله جوادی آملی، بنیان مرصوص، ص341.

4. دكتر نجف لك‏زايى، پيامبر اسلام‏(صلى الله عليه وآله وسلم) و شيوه گذر از جامعه جاهلى به جامعه اسلامى»، فصلنامه تاريخ اسلام، ش1، ص6-40.

5. دايرة المعارف تشيع، ج 5 واژه جهالت، ص284.

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
مولا دوست
حقیقتا پیامبر الگوی تیلیغ است در آن شرائط انسان های جاهل یا همان بربر را گونه تربیت کرد که بهشت برای دیدن آنها لحظه شماری می کرد از این روست که طلاب نباید ناامید شوند ازهدایت جامعه
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 29/12/1388 - 0:39