فن مهم عمل به علم
(فن سخنوري 24)

بىگمان، رعايت فن سخن و به كار بردن دقايق و رموز آن، به كلام خطيب، جمال و زيبايى مىبخشد، جاذبه سخنش را افزايش مىدهد، در ضمير مستمعين راه مىيابد، و در اعماق وجودشان اثر مىگذارد، ولى مهمتر از فن سخن، تقواى گوينده و هماهنگى و مطابقت گفتههاى وى با اعمال اوست.
[به همين دليل، برخي از بزرگان و عرفا که سخن ميگفتند، اگر چه موارد کمي از فنون سخنوري را به کار مي گرفتند، اما مخاطب خسته نميشد و بيشترين استفاده را ميبرد و بهترين اثر گذاري روي روح او انجام ميگرفت. علت اين برکات، همان علم همراه با عمل است.]
مىدانيم مواد سخن خطيب اسلامى، تعاليم الهى و احكام اسلامى است، و دين حق، فقط براى مردم نيامده است كه خطبا در مجالس پيرامونش سخن بگويند و آنان به احكام و مقرراتش عمل كنند، بلكه، دين خدا، برنامه عمل رسول اكرم صلى الله عليه و آله و ائمه معصومين (عليه السلام) و تكليف تمام علما و خطبا و قشرهاى وسيع مسلمين است. بنابراين، سخنور اسلامى و خطيب دينى، پيش از آن كه سخنران اسلام باشد، خود يكى از مسلمين است و مسلمان واقعى كسى است كه اوامر خدا بى چون و چرا اطاعت نمايد، از منهياتش اجتناب كند، و مطيع و بىقيد و شرط ذات اقدس الهى باشد.
سخنور اسلامى و خطيب دينى، پيش از آن كه سخنران اسلام باشد، خود يكى از مسلمين است و مسلمان واقعى كسى است كه اوامر خدا بى چون و چرا اطاعت نمايد، از منهياتش اجتناب كند، و مطيع و بىقيد و شرط ذات اقدس الهى باشد
خطيب اسلامى، اگر تقوا و درستكارى را در همه احوال رعايت نمايد، آن چه را كه براى عمل به مردم دستور مىدهد، خود عمل كند و آن را كه نهى مىنمايد، خود از آن بپرهيزد، سخنانش در بين مؤمنين اثر بسيار دارد و مسلمانان راستين او را با ديده تكريم و احترام مىنگرند و دستورش را با علاقه مندى و رغبت به كار مىبندند و صميمانه از وى اطاعت مىكنند، و اگر از جهت فن سخن، ضعيف باشد،پاكى و تقوا، ضعفش را جبران مىنمايد و درستكارى و صحت عمل، موجب نفوذ كلامش مىگردد. اما اگر خطيب، در فن سخن قوى و نيرومند باشد، ولى به گفتههاى خود، كه تعاليم الهى است، آن طور كه بايد، عمل نكند، او در جامعه مسلمين قدر و منزلتى ندارد و سخنانش در مردم اثر عميق نمىگذارد. نه تنها خطبا، بلكه تمام مسلمين بايد مراقبت كنند كه بين قول و عملشان هماهنگى باشد.
مردى حضور على (عليه السلام) شرفياب شد و درخواست نمود او را موعظه كند. حضرت، پارهاى از امور را كه بايد از آنها اجتناب نمايد، در مقام نصيحت و اندرز، به وى تذكر داد. از آن جمله فرمود: از آن گروه نباشد كه:
ينهى ولاينتهى و يامربما لاياتى يحب الصالحين و لايعمل عملهم و يبغض المذنبين و هو احدهم.(1)
از ناروايىها نهى مىكند و خود اجتناب نمىنمايد. به چيزهايى امر مىكند كه خودش انجام نمىدهد. درستكاران و خوبان را دوست دارد، اما عامل به اعمال آنان نيست، گناهكاران را دشمن دارد و خود يكى از آنان است.
اولياى گرامى اسلام، ضمن روايات متعددى، به تمام كسانى كه مردم را به حب اهل بيت و به خير و صلاح دعوت مىكنند، توصيه نمودهاند كه آنان را با رفتار درست و كارهاى پسنديده توصيه نمودهاند كه آنان را با رفتار درست و كارهاى پسنديده خويش بخوانند، نه آن كه فقط به گفتن قناعت كنند و از عمل غافل باشند. در اين جا، بعضى از آن روايات ذكر مىشود.
خطيبي که به گفته هاي خود عمل ميکند و دستورات الهي را به کار ميبندد اگر از جهت فن سخن، ضعيف باشد، پاكى و تقوا، ضعفش را جبران مىنمايد و درستكارى و صحت عمل، موجب نفوذ كلامش مىگردد.
عن ابى عبدالله (عليه السلام) قال رحم الله قوما كانوا سراجا و منارا كانوا دعاه الينا باعمالهم و مجهود طاقتهم.(2)
امام صادق (عليه السلام)، به عبدالله بن جندب فرمودهاند: خداوند رحمت كند آنان را كه چراغ روشن و پايگاه نورند، مردم را به سوى ما دعوت مىكنند، با اعمالى كه انجام مىدهند و كوششهايى كه در توان دارند.
عن على (عليه السلام) قال عملوا الناس الخير بغير السنتكم و كونوا دعاه لهم بفعلكم و الزموا الصدق و الورع.(3)
على (عليه السلام) فرموده است: خير و خوبى را به مردم ياد بدهيد با غير زبان خود و آنان را به نيكوكارى دعوت نماييد، با اعمال پسنديده خويش و همواره در عمل ملازم راستى و تقوا باشيد.
واعظى كه دندان هايش مسواك نزده و كثيف است، با حضور مردم، منبر مىرود از فوايد مهم بهداشتى و دينى مسواك سخن مىگويد، و براى آن كه اهميت آن را به مستمعين بفهماند، روايت رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) را مىخواند.
[خوب است اشاره اي به داستان پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم و درخواست مادر کودک از آن حضرت جهت منع کودکش از خوردن زيادي رطب، داشته باشيم. مادر کودک به پيامبر عرض ميکند يا رسول الله، کودک من خيلي رطب ميخورد، کمي او را نصيحت کنيد، پيامبر اکرم از اين کار امتناع ميورزند و ميفرمايند برو و فردا بيا. من خودم امروز رطب خوردم. (و حرف من در او اثر نميکند)
از اين روست که ميگويند: رطب خورده منع رطب نميکند.]
منابع:
1 - سفينهالبحار، ج 2، ص 671.
2- تحفالعقول، ص 301.
3- تاريخ يعقوبى، ص 152.
سخن و سخنور - محمد تقي فلسفي
تهيه - محمد حسين امين - گروه حوزه علميه تبيان