راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

  • تعداد بازديد :
  • 2488
  • سه شنبه 22/9/1390
  • تاريخ :

پیکر سالم عالمی‌پس از 900 سال

آرامگاه شیخ صدوق

مرحوم پدرم، علامه سید محمد مرعشی نجفی می‌فرمودند: من دست آن بزرگوار را بوسیدم و دیدم که تقریبا پس از نهصد سال که از مرگ و دفن شیخ صدوق می‌گذرد، دست ایشان، بسیار نرم و لطیف بود.

همیشه وقایع و حادثه های خارق العاده ای اطراف ما اتفاق می افتد. اگرچه این حوادث به ندرت اتفاق می افتد اما در عین حال بسیار شگفت انگیز و در برخی مواقع عبرت آموز است.

 

در این دنیای فانی که هیچ چیز عمر ابدی ندارد و گویی تمام عوامل دست به دست هم داده اند که چرخه زاد و ولد و نابودی را بچرخانند گاهی با مسائل عجیبی مواجه می شویم. امروزه در جای جای دنیا اگر بخواهند جسدی را جاودانه کنند و به تعبیر دیگر بر مدت ماندگاری آن بیفزایند/، آن را مومیایی می کنند.

 

این کار اگرچه ماندگاری را بیشتر می کند ولی چهره شناخته شده ای از جسد به جای نمی گذارد. اما اجسادی هم کشف شده اند که پس از سالها به طرز شگفتی سالم و تازه مانده اند.

اگر چه لزوما سلامت هر جسدی دلیل بر حقانیت آن نیست ولی بسیاری از بزرگان و اهل نفس هستند که جسدشان پس از سالها سالم و لطیف مانده است.

 

در حدود سال 1238 هجری قمری، سیل عظیمی‌آمد و تمام اراضی مزروعی و باغات اطراف شهرری را آب فرا گرفت و بعضی از مناطق را تخریب نمود که در این حادثه، واقعه عجیبی نیز اتفاق افتاد و بعد از سالیانی طولانی قبر شیخ صدوق منکشف شده و بدن شریف وی تازه و معطر و کاملا سالم و بدون هیچگونه تغییر و عیب و نقصی هویدا گردید.

 

 تفصیل این واقعه را بسیاری از بزرگان در کتب خود، مانند: خوانساری در کتاب روضات، تنکابنی در کتاب قصص العلم، مامقانی در کتاب تنقیح المقال، خراسانی در کتاب منتخب التواریخ، قمی‌در کتاب فوائد الرضویه و رازی در کتاب اختران فروزان ری و همچنین در مقدمه کتب مرحوم صدوق، از جمله کتاب کمال الدین صدوق و مقدمه کتاب خصال صدوق نقل نموده‌اند.

 

اما شرح واقعه چنین است:

 

باغ مستوفی در اطراف شهرری، یکی از باغاتی بود که در آنجا زراعت می‌کردند. اتفاقا سیل عظیمی ‌آمد و تمامی ‌اراضی مزروعی را آب فراگرفت و بسیاری از مکانها را تخریب نمود. بر اثر آب باران، حفره و شکافی عمیق، در باغ مستوفی نیز پدید آمد.

 

هنگامی‌که به اصلاح و مرمت این قسمت مشغول بودند، سردابی ظاهر شد که آب قسمتی از آن را تخریب کرده بود.

 

وقتی که برای بازرسی و جستجو به آنجا وارد شدند، جسدی را مشاهده کردند که تمام اعضأ بدن آن سالم و تازه به نظر می‌رسید و هیچگونه عیب و نقصی در آن دیده نمی‌شد، و با صورتی نیکو آرمیده بود!

 

 و هنوز اثر خضاب کردن بر ناخنهایش مشهود بود! و ناخنهای یک دست را گرفته و ناخن دست دیگر را نگرفته بود و محاسن شریفش روی سینه‌اش ‍ ریخته بود و بدن چنان سالم و تازه بود که چنین به نظر می‌آمد تازه از حمام بیرون آمده است

 

و فقط رشته‌های نخ پوسیده کفن که از هم گسسته شده بود در اطراف جسد بر روی خاک ریخته بود!این خبر در شهرری و تهران، به سرعت دهان به دهان گشت؛ و مردم فورا به سلطان وقت اطلاع دادند.

 

 به دستور سلطان، سریعا گروهی از علمأ و افراد سرشناس و صاحب نفوذ، که در بین ایشان مرحوم حاج آقا محمد آل آقا کرمانشاهی و مرحوم میرزا ابوالحسن جلوه، حکیم گرانمایه آن روزگار و مرحوم آیة الله ملا محمد رستم آبادی و مرحوم علامه سید محمود مرعشی نجفی حضور داشتند؛

 

 انتخاب و برای بررسی وضعیت در منطقه حضور پیدا کردند و وارد سرداب شدند و پس از تایید اصل قضیه، برای شناسایی جسد، شروع به تفحص و جستجو نمودند.

 

با تفحص و بررسی‌های انجام شده در سرداب، متوجه لوح و سنگ قبری می‌شوند که بر روی آن چنین نوشته شده است:   هذا المرقد العالم الکامل المحدث، ثقة الامحدثین، صدوق الطایفه، ابوجعفر محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی.

 

پس از بررسی‌های کامل و پیدا شدن این سنگ نبشته و تایید علمأ و امینان مردم، در صحت و شناسایی جسد مطهر شیخ صدوق، جای هیچگونه تردیدی باقی نماند؛ و لذا دستور دادند، سرداب را بازسازی کنند و در آن را بستند و حفره پدید آمده را نیز مرمت کردند و بنایی مناسب بر آن ساختند و به بهترین وجه تزیین و آیینه کاری نمودند.

 

مرحوم آیة الله مرعشی نجفی کلامی‌را نیز در ادامه بیان می‌دارند که: 

 

 ”‌ مرحوم پدرم، علامه سید محمد مرعشی نجفی می‌فرمودند:  من دست آن بزرگوار را بوسیدم و دیدم که تقریبا پس از نهصد سال که از مرگ و دفن شیخ صدوق می‌گذرد، دست ایشان، بسیار نرم و لطیف بود. “


تهیه و فرآوری: محمد حسین امین ،گروه حوزه علمیه تبیان

منابع: مقدمه کتاب من لا یحضره الفقیه و کتاب روضات ‏الجنات خوانساری

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
ناشناس
fagat gereh mekonam ba haleh khodam
khosh ba haleshoon
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 22/11/1390 - 22:2
hs hss
البته فكر میكنم اگر توسط اسباب مانند مومیائی و غیره نباشد جنازه ای كه پس از سالیان دراز سالم می ماند حتما آن شخص نیكوكار میباید باشد چون شما مثلا دستتان را چند ساعتی در یك كیسه كه هوا به آن نرسد قرار دهید بعد مشاهده میكنید كه اوضاع فیزیكی پوست دست متغییر شده و حال ببینید در زیر خاك كه هوا وجود ندارد چطور جنازه پس 900 سال میتواند بدون مومیائی سالم بماند الا اینكه عنایات الهی آنرا سالم و تازه نگه داشته است ، البته شیخ صدوق رحمت اله علیه معلوم است كه گوهری است مورد توجه حضرت امیرالمومنین و حضرت حجت صلوات الله و سلامه علیهما .
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 24/10/1390 - 17:1
mostafam313
سلام.
نظر دوستان خیلی خوب و جالبه ولی یادمون نره كه این اتفاقات به این دلیل می افته كه تلنگری باشه برای ما و اینكه اگاه تر بشیم و راه درست رو از باطل تشخیص بدیم.
ولی یادمون نره كه این بزرگان هدفشون از توشه برداری برای اخرت تازه نكه داشتن لباس دنیا نبوده و لباس تن در دنیا رو فقط وسیله ای برای رسیدن به خدا می دونستن و می دونن.
نكنه هدف های ما از تازه بودن تن در آخرت به تازه بودن در دنیا برگرده.
این اتفاقات از الطاف خداست برای ما كه ایمان بیاریم به خدایی كه قادر مطلقه وهر چیزی رو كه خواست اون باشه اتفاق می افته
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 24/10/1390 - 11:39
میثم رسولی
من هم حدیثی را دیده ام که هر کس 40 جمعه پشت سرهم غسل جمعه اش ترک نشود بدنش سالم می ماند .تاحدودی اثبات هم شده...
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 22/10/1390 - 2:19
ناشناس
الله اكبر خیلی دلم میخواد به این مقامات برسم
شنیدم با واسطه از آیت الله العظمی بهجت كه برای رسیدن به این مقام باید روزی یك بار برای امام حسین كریه كرد
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 22/9/1390 - 21:8
جوادقاسملو
مردان خدا پرده پندار دریدند
یعنی همه جا غیر خدا هیچ ندیدند
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 22/9/1390 - 17:4
اشرف ا افشار
من یقین دارم که این گونه موارد رخ داد نی است
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 22/9/1390 - 13:53
13451626

تا عبرتی باشد برای کسانی که عظمت این بزگواران را نا دیده می گیرند
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 22/9/1390 - 11:29
احمد
باسلام.جوانی هستم که مشغول درس خواندن دردانشگاه هستم وترم3.علاقه شدیدی به طلبگی دارم.بارها میخواستم ازدیپلم بیایم اما بنا به دلایلی قسمت نبوده.اکنون خیلی دوست دارم طلبه شوم.میخواستم بپرسم من لکنت زبان دارم.آیا میشود من هم به حوزه بیایم؟خیلی دوست دارم.چه لزومی دارد که ازتحصیل حوزه بازبمانم.خدا من را این طورکرده دست خودم که نیست.امامعارف اهل بیت رادردلم انداخته.آخه بعضی ها میگن نه نمیتونی.مسخرم می کنند. به احترام امام زمان پاسخ کامل وقانع کننده ای دهید تا تکلیفم مشخص شود.ممنون.
پاسخ تبیان :

کاربر عزیز کسانی که در حوزه فعالیت می کنند و طلبه می شوند می توانند در بخشهای مختلفی خدمت کنند. تدریس، تالیف، تبلیغ و ... . و هر کس به تناسب تواناییهایی که دارد می تواند در هر کدام ازاین بخشها فعالیت کند.

یقینا شما هم تواناییهای خوبی دارید که می توانید در راه اسلام و انتشار معارف اهل بیت از آنها استفاده کنید. سعی کنید اعتماد به نفس داشته و مجاهدت کرده و تلاش و کوشش کنید و استعدادتان را کشف کنید و در همان مسیر زحمت بکشید.

یقینا خداوند کمک کار شما خواهد بود. (الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا) هر کس در راه ما تلاش و کوشش و مجاهده کند ما او را به راههای خودمان هدایت خواهیم کرد. سوره عنکبوت آیه 69

برای توضیحات بیشتر سوال خود را با بخش مشاوره سایت در میان بگذارید.

0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 22/9/1390 - 11:5