راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • صیاد، امیر برومند ارتش اسلام
    صیاد، امیر برومند ارتش اسلام
    سلام زندگی نامه جزئیات شهادت آخرین سخنرانی شهید صیاد شیرازی مصاحبه منتشر نشده امیر شهید سپهبد علی صیاد شیرازی صیاد از نگاه دیگران پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت شهادت سپهبد صیاد ...
  • با دست های خالی
    با دست های خالی
    عملیات بانه – سردشت، عملیات نبود، یک ستون کشی بود از بانه به پادگان سردشت. یک گردان تقویت شده از هوابرد شیراز آمده بود و می خواست از راه زمین به بانه برود. این خیلی کار سخت و خطرناکی بود. تمام جاده های کردستان دست ضدانقلاب بود و آن ها در جای جای کوه و کم
  • تعداد بازديد :
  • 4707
  • پنج شنبه 14/9/1387
  • تاريخ :

میدونى چیه آقاى رئیس جمهور! 

شهید صیاد شیرازی

به گوش بنى صدر رسیده بود كه به سپاه كمك كرده، تا پادگان آموزشى راه بیندازند. صداى بنى صدر درآمده بود كه «چرا بى اجازه من این كار انجام شده».

صیاد را احضار كرده بود تهران. با یكى دیگر از فرماندهان ارتش.

بنى صدر شروع كرده بود به داد و بى داد و پرخاش. به بهانه سپاه رفته بود سراغ مسایل دیگر. همینطور داد مى زده و چنین مى كنم و چنان مى كنم مى گفته. صیاد ساكت بوده. آخرش به حرف آمده.

- میدونى چیه آقاى رئیس جمهور! ما یه جنس داریم قیمتش هزار تومنه. مثلاً. شما میگى ده تومن میفروشى؟ ما جواب نمیدیم. دوباره میگى ده تومن و پنج زار مى دید؟

***

شهید علی صیاد شیرازی

وقتى بنى صدر خلع درجه اش كرد 

 

همیشه بود. هیچ وقت خودش را كنار نكشید. حتّى وقتى به تهران احضار شد و درجه هاى سرهنگیش را گرفتند. وقتى بنى صدر خلع درجه اش كرد. با لباس بسیجى مى رفت سپاه، طرح مى داد و برنامه ریزى ستاد مى كرد. همیشه بود. حىّ و حاضر. هیچ وقت خودش را كنار نكشید; چه زمان جنگ، چه بعد از جنگ.

 

***

 

شهید علی صیاد شیرازی

اصرار داشت كه دانشجو، سر كلاس درس بفهمد 

 

استاد دانشگاه افسرى بود.

سركلاس كه مى آمد، با تمام وجود درس مى داد. طورى كه نه سؤال باقى مى ماند، نه مطلب ناگفته.

اصرار داشت كه دانشجو، سر كلاس درس بفهمد.

اگر هم كسى درس را نمى فهمید، از وقت استراحتش مى زد.

***

دانشگاه جنگ را از تهران منتقل كرد جبهه

 

خیلى جوان بود كه شد فرمانده نیروى زمینى ارتش. اوّلین كارى كه كرد، دانشگاه جنگ را از تهران منتقل كرد جبهه. اساتید دانشگاه جنگ را برداشت آورد منطقه. كه «بسم اللّه. این گوى این میدان. هم فاله و هم تماشا. هم آموزش. هم عملیات. طرح از شما، جان از نیروها. دیگر چه مى خواهید؟»

آنها هم كم نگذاشتند.

***

شهید علی صیاد شیرازی

دارى ادا در مى آرى، تظاهر مى كنى... 

زمان جنگ بود. خانم یك آقایى تماس گرفته بود كه «سربازى هست به این نام، از كردستان منتقلش كنید تهران.»

همسرش هم موقعیتى داشت كه هركس دیگر جاى صیاد بود، مى گفت چشم.

صیاد گفته بود «امكان نداره. مگه خونش رنگین تر از دیگرونه؟»

گوشى را داده بود به شوهرش.

- مگه شما فرمانده نیروى زمینى ارتش نیستى؟

- هستم، امّا این كار رو نمى كنم.

- دارى ادا در مى آرى، تظاهر مى كنى.

صیاد آخرش گفته بود «من این كار رو نمى كنم، به هیچ وجه. مگه خود امام بگن.»

***

نماز اوّل وقت را از دست ندهد

 
شهید علی صیاد شیرازی

زمستان بود. توى راه كرمانشاه، بچه بغلش بود. و لباسش را نجس كرد. رسیدیم به یك قهوه خانه بین راهى. گفت «نگه دار.»

پیاده شد. همه پیاده شدیم. از قهوه چى سراغ آب گرم را گرفت. فكر كرد براى چاى مى خواهیم.

گفت «داریم.» بعد كه فهمید مى خواهد خودش را آب بكشد، گفت «نه، نداریم. این جا حموم نداریم كه.»

صیاد دست بردار نبود. بالأخره هر طور بود، خودش را آب كشید و لباسش راعوض كرد كه پاك باشد، كه نماز اوّل وقت را از دست ندهد.

امام رو كه مى بینم، تمام غصه هام تموم مى شه 

مى گفت «هر وقت مى رم پیش امام، امام رو كه مى بینم، تمام غصه هام تموم مى شه. قبل ازاین كه حرف بزنن، همین كه مى بینمشون، تمام وجودم خالى مى شه از غم.»

آخرین نظرات کاربران
مرتضی مهدوی فر
خیلی عالی بود. ممنون.
فقط یادمون باشه که همه اونها که دوست داشتنی بودند از بین ما نرفته اند.
اونهایی که هنوز هستند رو هم بشناسیم و قدرشونو بیشتر بدونیم قبل از اینکه از دستشون بدیم.
پاسخ تبیان :
سه شنبه 3/10/1387-15:28
گ
خدا ما را قدردان خون این عزیزان قرار دهد
پاسخ تبیان :
جمعه 22/9/1387-21:37
ناشناس
همیشه بزرگان این مرزو بوم بعد ار مرگ یا شهادتشان به ما معرفی مشوند
پاسخ تبیان :
جمعه 22/9/1387-11:54
سید مصطفی قنات آبادی info@khatamsd.com
مردان خدا پرده ی پندار دریدند
یعنی همه جا غیر خدا هیچ ندیدند
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 21/9/1387-19:24
حسين محمدزاده
بسیار بسیار عالی بود خدا قوت اگر لطف بفرمائید بیشتر از اینها واز شهدای دیگر هم بنویسید
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 21/9/1387-19:3
12000000
درود بر تمام شهیدان خدایی
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 21/9/1387-16:20
ناشناس
سلام دستتون درد نکنه اما خیلی کم بود
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 21/9/1387-12:54
ح
عالیست بیشتر بنویسید
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 21/9/1387-10:53
رضا اضايي
زیبا بود و اما كم
پاسخ تبیان :
دوشنبه 18/9/1387-23:32
yuzarsif2
بسیار عالی بود،اینانند مردان خدا.كسانی كه با نثار خون خود انقلاب اسلامی مارا حفظ كردند.
پاسخ تبیان :
دوشنبه 18/9/1387-19:57
MaHsA_a
دستتون درد نكنه
عالی بود
پاسخ تبیان :
دوشنبه 18/9/1387-18:52
mahdi 313
درود بر رزمندگان اسلام سلام بر شهیدان
پاسخ تبیان :
يکشنبه 17/9/1387-12:45
ئقش
همینا بودن که عراق جلوشون کم اورد
پاسخ تبیان :
يکشنبه 17/9/1387-12:20
niny200527
مرگ بر منافقین
پاسخ تبیان :
يکشنبه 17/9/1387-9:4
محمد ارزومند
درباره شهدا گفتن عالیه در مورد شهدای مسجد ارگ تهران كه سال 83 در 5 محرم به شهادت رسیدند بنویسید تشكر
پاسخ تبیان :
شنبه 16/9/1387-18:1
saeedbahale
جالب بود
پاسخ تبیان :
شنبه 16/9/1387-11:1
saeidi436
خدانابودكندمنافقان راوسلام برشهدای راه حق وحقیقت
پاسخ تبیان :
شنبه 16/9/1387-10:41
حسين پوراكبر
بسیار بسیار عالی و جالب و خاطره انگیز بود. انشاءالله خداوند به ما توفیق، ادامه دهندگان راه این شهدای گرانقدر و گرامی باشیم.خداوندا شهادت را نصیب ما بفرما و ما را از شر شیاطین جن و انس محفوظ بدار. آمین یا رب العالمین.التماس دعا
پاسخ تبیان :
شنبه 16/9/1387-10:2
lotfi64431
مرگ بر منافق
پاسخ تبیان :
شنبه 16/9/1387-9:10