ای کاش رنگ شهر بازیم نمی داد !
| ای کاش در دل ذره ای شور و نوا بود |
| احوال ما با حالت نی ها هم صدا بود |
| ای کاش شور جنگ در ما کم نمی شد |
| این نامرادی شیوه مردم نمی شد |
| ای کاش رنگ شهر بازی ام نمی داد |
| در جبهه یا زهرا (س) مرا بر باد می داد |
| امشب دل از یاد شهیدان تنگ دارم |
| حال و هوای لحظه های جنگ دارم |
| فرسنگها دورم ز وادی محبت |
| با یک دل خسته زنیش سنگ تهمت |
| مسموم شد ساقی و پیمانه شکسته |
| از بخت بد، درب شهادت گشته بسته |
| من ماندم و متن وصیت نامه پیر جماران |
| من ماندم و شرمندگی از روی یاران |
| من ماندم و شیطان و نفس و جنگهایش |
| من ماندم و شهر و گناه و رنگهایش |
| از زرق و برق شهر خود نیرنگ خوردم |
| آن معنویت های جنگ از یاد بردم |
| خود را به انواع گنه آلوده کردم |
| در راه ناحق کوششی بیهوده کردم |
| از دفتر دل نام الله پاک کردم |
| دل را به زیر کوه عصیان خاک کردم |
| اکنون پشیمان آمدم با این |
| یا رب نظر کن جرم و عصیانم ببخشا |
قطعه شعری از شهید شیمیایی؛ سید مجتبی علمدار
برای پیدا کردن جواب سوال به لینک مراجعه نمایید .
منبع :
قربانیان سلاح های شیمیایی