راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • مسجد جامع، قلب خرمشهر بود
    مسجد جامع، قلب خرمشهر بود
    نمی‌‌‌دانم تا حالا خرمشهر رفتی یا نه؟ هر دو تا کوچه یک مسجد یا حسینیه وجود داره. ولی نمی‌‌دونم چرا وقتی پای صحبت راویان مقاومت آن روزهای خرمشهر می‌نشینی، همه از مسجد جامع می‌گن. از اینکه مسجد جامع میلادگاه عاشقان شده بود. از اینکه از همون روزهای اول ...
  • همه چیز با خون قاتی شده بود
    همه چیز با خون قاتی شده بود
    در کنار مسجد جامع بچه‌ها سنگر گرفته بودند و بی‌هدف رگبار می‌زدند. مسجد دیگر خالی شده بود و وضع به هم ریخته‌ای داشت. کف مسجد از بقایای کمک‌های ارسالی مردم شکل‌ دیگری به خود گرفته بود. روغن با پودر لباسشویی، شکر با حبوبات و همه آنها با خون مخلوط شده بود.
  • تعداد بازديد :
  • 3856
  • سه شنبه 23/7/1387
  • تاريخ :

من یک خمینی را کشتم

مدافعان خرمشهر
برگی دیگر از روز شمار سقوط خرمشهر

24 مهر

نیروهای دشمن با کمین در نزدیکی خیابان، ماشین‌ها و افرادی را که از این مسیر به سمت نقاط درگیری می‌روند یا از نقاط درگیری به سمت پل برمی‌گردند، به دام انداخته، از نزدیک زیر رگبار می‌گیرند. مهاجمان پس از تیراندازی به سوی ماشین‌ها و انهدام آنها، به سراغ سرنشینان می‌روند. اگر کسی زنده مانده باشد، او را وحشیانه به شهادت می‌رسانند، حتی در دهان بعضی ادرار می‌کنند. چند نفر از برادران و یکی از خواهران که مجروح شده‌اند و میان شهدا بی‌حرکت افتاده‌اند، شاهد چنین مناظری هستند.

در همین حال ماشین آبرسانی نیز به کمین دشمن می‌افتد و سرنشینان آن از جمله شیخ شریف قنوتی هدف قرار گرفته، مجروح می‌شوند. کماندوهای دشمن به سراغ شیخ می‌روند. شیخ شروع به پند و نصیحت می‌کند، اما آنها با دیدن عمامه بر سر او، وحشیانه به جانش افتاده، او را به وضع فجیعی به شهادت می‌رسانند. در این هنگام یکی از افراد دشمن وحشیانه به عربی نعره می‌کشد که: «من یک خمینی را کشتم! من یک خمینی را کشتم!»

به این ترتیب با فرار نیروهای محاصره شده‌ی دشمن که پس از چند ساعت نبرد بی‌سابقه صورت گرفت، خرمشهر از سقوط حتمی نجات یافت.

من شب روز بیست و چهارم مهر در اثر تصادف زخمی شدم. وقتی به بیمارستان طالقانی در آبادان مراجعه کردم، محوطه  کل بیمارستان پر بود. زخمی‌ها طوری لت و پار شده بودند که من شرمنده شدم بایستم. مرا چند بخیه زدند و پانسمان کردند. خجالت کشیدم بایستم، چون بچه‌ها دست و پایشان قطع شده بود.

در پیام مرکز فرماندهی سپاه پاسداران به مرکز فرماندهی ستاد مشترک ارتش چنین آمده است:

(دشمن تا 500 متری پل، نیرو پیاده کرده بود که سپاه، تکاوران، ژاندارمری و مردم دشمن را عقب راندند. تعداد شهدا بین 50 الی 60 نفر و مجروحان از نظر حمل و نقل و کمک‌های پزشکی در مضیقه هستند. به دلیل جلوگیری دشمن از برداشتن اجساد شهیدان تعداد زیادی لاشخور در آسمان دیده می‌شود و احتمال بیماری‌های واگیردار شدت یافته است. آب و برق قطع است و بیمارستان‌ها قادر به کار نیستند.)

هم‌چنین در پیام مرکز فرماندهی ستاد مشترک ارتش به نیروی زمینی آمده است: در سطح خرمشهر صدها کشته افتاده‌اند که فرصت جمع‌آوری‌شان نیست. تقاضای کمک از صلیب سرخ جهانی را داریم.

برادر مرعشی (یکی از مسوولین شهرداری خرمشهر) در مورد بیمارستان و آمار شهیدان و مجروحان می‌گوید:

«من شب روز بیست و چهارم مهر در اثر تصادف زخمی شدم. وقتی به بیمارستان طالقانی در آبادان مراجعه کردم، محوطه  کل بیمارستان پر بود. زخمی‌ها طوری لت و پار شده بودند که من شرمنده شدم بایستم. مرا چند بخیه زدند و پانسمان کردند. خجالت کشیدم بایستم، چون بچه‌ها دست و پایشان قطع شده بود. یکی از بچه‌های گروه الله اکبر یازده گلوله خورده بود و هنوز زنده بود. وقتی صبح دوباره به بیمارستان مراجعه کردم، تعداد شهدا 125 و تعداد زخمی‌ها 450 نفر بود، یعنی از ساعت 5-4 عصر که درگیری شدت پیدا کرد تا صبح که اجساد را جمع کردند خیابان چهل ‌متری پر از جسد بود.

سه تا از وانت‌هایمان آن روز از بین رفتند. بچه‌ها واقعا زحمت کشیدند تا خیابان چهل‌متری را نجات دادند و عراقی‌ها را تا پادگان دژ عقب راندند. قسمت زیادی از شهر را نجات دادند به امید اینکه کمک برسد و پل خرمشهر سقوط نکند.


مطالب قبلی روز شمار سقوط خرمشهر:

1-حرف های خودمونی

2-خرمشهر واقعا کجاست؟

3-به هر قیمتی شده ازت محافظت می کنم

4-نایلونی از گوشت و استخوان

5-نجات از مرگ حتمی

6-برای اولین بار بود که گریه کردن جهان آرا را دیدم

 

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
علي شريف
خیلی دوست داشتم عكسی از شهیدقنوتی دراین صفحه می بود ودرباره محل دفن ایشان نیز توضیحاتی داده میشد .باتشكر از زحمات شما
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 25/6/1388 - 17:7
saede
ما جوانها نباید اجازه بدیم حتی یک قطره از خون شهدا پایمال بشه جوانها حواستون رو جمع کنید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 5/8/1387 - 19:32
مهدی هواسی
نگذارید خون شهدا به دست بیگانگان پایمال شود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 27/7/1387 - 17:34
بنده خدا
هیچ کسی نمی تونه بی اجازه وارد این خاک بشه
اگه باور نداری ...بهتره از بچه های این سرزمین بپرس.مطمئن باش .که به خودت که یک ایرانی هستی می بالی .....
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 27/7/1387 - 17:31
روزنه
شنیدن کی بود مانند دیدن
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 27/7/1387 - 9:35
isabahal2
من هم با hajyan موافق هستم باید از این خاک که با این همه خون از دست بیگانگان نجات یافته با تمام وجود پاسداری کنیم
با تشکر از مطلاب خوبتون
سید عیسی حسینپور
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 24/7/1387 - 17:19
ناشناس
یاد شهدا به خیر
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 24/7/1387 - 16:42
ناشناس
عالی
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 24/7/1387 - 6:55
hajyan
با سلام
کاری کردید که هیج بین بشری نتواست آن کار را بکند درود بر همه شهیدان خاک اسلامی ایران
شهید نقطه اوج کشور ایران است
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 23/7/1387 - 11:21