پیکر حسن را گذاشتند توی آمبولانس که بیاورند گلسفید. کمیل بغل جنازه ایستاده بود و ماتش برده بود. عکسی که از آن روز دارم، این را خوب نشان می دهد.
ادامه...
کربلا، اى زیارتگاه حسینى درهاى حرمت را بگشا که کبوتران عاشق حسین (ع) منتظرند که راه حرم باز شود و به طواف بر گرد مزار سالار شهیدان پرداخته و پروانه شمع کوى حسین (ع) شوند. اى...
ادامه...
محل حضور ما در عملیات، پاسگاه زید بود. در آن عملیات17ساله بودم و45 روز بود به جبهه آمده بودم، شب عملیات ساعت دو نیمه شب بود که به سنگر ما توپ خورد، موج انفجار مرا گرفت و دو ترکش به...
ادامه...
بعضی وقت ها انسان خود را در راهی می بیند که در آن راه یا باید کشته شدن در راه خدا را انتخاب کند یا سر تعظیم در برابر غیر خدا فرود آورد. مردان خدا اولین راه را انتخاب می کنند
ادامه...
من از قافله عقب ماندهام و علت هم این است كه من هنوز ساخته نشدهام، ولی خدایا تو خود می دانی كه چقدر من با خودم صحبت میكنم و خود را دلداری میدهم و میگویم خداوند كریم و رحیم است...
ادامه...
یا علی ابن ابی طالب نجوای تمامی دلاوردمردانی بود که شامگاه 10 اردیبهشت 61 در قرارگاه کربلا عهد و پیمان بستند تا خرمشهر از اشغال دشمنان آزاد شود و البته سوم خرداد 61 ساعت 14...
ادامه...
گفت: سه سید در یک سنگر بودیم، من و سید علی رضا رحیمی و قالی بافان. وقتی کاتیوشای دشمن پیکر شهید سید علی رضا رحیمی را به خون نشاند؛ خونش را به چهرهام مالیدم و فریاد زدم،...
ادامه...