• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3540
  • پنج شنبه 10/2/1388
  • تاريخ :

تدبیر موش(2)

تدبیر موش

موش گفت: باید یک راه جدا درست کنی.

شیر گفت: یعنی راه دیگری که غیر از خودم کسی نتواند آن راه را پیدا کند.

موش گفت: آری یک راه مخفی.

شیر گفت: حرف درستی است، این کار را خواهم کرد.

شیر راهی مخفی برای خودش درست کرد ولی باز هم وقتی شکار کرد و به لانه‏اش آورد سر و کله روباه و گرگ و کفتار و کرکس پیدا شد. از آنها پرسید:

- شما مگر مرا دیدید که دارم می‏آیم؟

جواب دادند: نه، بوی شکار تو ما را به اینجا کشانید.

و باز هم خوردند و رفتند و شب باز موش پیش شیر آمد و دید که در فکر است، باز پرسید:

- چرا در فکری؟

تدبیر موش

شیر گفت: امروز باز هم آمدند و خوردند و رفتند.

موش گفت: آنها بوی شکار را گرفتند و آمدند. حالا بهتر است که کاری کنی که دیگر بوی شکار را نفهمند و برای راه مخفی، سقفی درست کن.

شیر گفت: فکر می‏کنم این راه خوبی باشد.

و فردا شیر برای راه مخفی خود سقفی درست کرد تا دیگر بوی شکار بیرون نرود و دنبال شکار رفت و با شکار به لانه‏اش برگشت، هنوز شروع به خوردن نکرده بود که روباه و گرگ و کفتار و کرکس پیدای‏شان شد.

شیر پرسید:

- چگونه فهمیدید که من شکار آورده‏ام؟

 

نوشته:جواد کوهستانی

تنظیم برای تبیان: خرازی

ادامه دارد ...

***********************************

معلم جدید بره ها

سرماخوردگی

کوتوله ناقلا و غول دندان طلا

چرخ و فلک سبز

منتظر بابا هستیم

یک لقمه نان و پنیر

آقا موش باهوش

ارسال به
مطالب مرتبط
  • تدبیر موش(1)
    تدبیر موش(1)
    شیری شکار می‏کرد و روباه و گرگ و کفتار و کرکس و... از این شکارها بی‏بهره نبودند تا اینکه روزی شیر با یک کرگدن درگیر
  • فیل به درد نخور(1)
    فیل به درد نخور(1)
    روزگاری یک بچه فیل کوچولو زندگی می‏کرد که از هر چه فیل و بچه فیل تو دنیاست کوچولوتر بود. برای همین، همه فیلچه صدایش می‏زدند
  • سوپ غاز وحشی
    سوپ غاز وحشی
    روزی یک شکارچی، غاز وحشی را به او هدیه داد