راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • دختر فراموشکار
    دختر فراموشکار
    کدخدا، کیسه کوچک را از قصاب گرفت و با عجله به سوی خانه راه افتاد. وقتی به خانه رسید، کیسه را به دست دخترش داد و گفت: برای شام میهمان داریم.
  • از دوری بهار
    از دوری بهار
    بهار خانم کجا بودی تا حالا؟ از ما چرا جدا بودی تا حالا نمی‏دونی- چی سر کوچه آمد چقدر بلا بر سرغنچه آمد بهار خانم- وقتی شما نبودی به گل مصنوعی می‏کرد حسودی!
  • تدبیر موش(2)
    تدبیر موش(2)
    موش گفت: باید یک راه جدا درست کن. شیر گفت: یعنی راه دیگری که غیر از خودم کسی نتواند آن راه را پیدا کند
  • تعداد بازديد :
  • 5388
  • پنج شنبه 31/2/1388
  • تاريخ :

گاو حسن

گاو

 

اتل مثل  توتوله،  یه بوی خوب به دماغ گاو حسن رسیده.

سبزه

گاو حسن سرش را زیر انداخته و دنبال بوی خوب راه افتاده و رفته. رفته و رفته تا به سینی سبزه که توی سفره بوده، رسیده. سبزه را که بو کرده، دلش غش رفته و آب دهانش راه افتاده. نشسته و تا ته سبزه را خورده!

ماهی

 

ماهی سفره گفته: سفره‏ی هفت سین بی سبزه کی دیده؟

 

سنبل و سکه گفتن: هفت سین‏ما، یه سینش کمه.

گاو حسن خجالت کشیده و ماع ماع کرده.

سمنو و سرکه گفتن: ماع ماع که برای حسن سبزه نمی‏شه. حسن از سر کار بیاد، سفره‏ی بی‏سبزه را که ببینه، می‏شینه و غصه می‏خوره.

گاو حسن با خودش گفته: باید یه کاری کرد تا حسن آقا نیومده ... و تندی دویده و دویده و دویده، همه جا را دنبال سبزه گشته تا به زن کردی رسیده.

زن کردی تنهایی روی ایوان نشسته و گلدان سبزه‏اش را نگاه می‏کرده.

گاو حسن گفته: ماع ماع، زن کردی! گلدونتو می‏دی حسن آقا غصه نخوره؟

زن کردی گلدانش را بو کرده، برگ‏هاش را ماچ کرده، آبش هم داده و گفته: خیله خب، باشه!

حسن آقا خسته و کوفته از سر کار که برگشته، گلدان سبزه را توی سفزه‏ی هفت‏سینش دیده.

حسن پرسیده: چه قشنگه! این از کجا اومده؟

گاو حسن جواب داده: ماع ماع، زن کردی داده.

حسن گفته: خودش کجا مونده؟

گاو حسن گفته: ماع ماع، تنهایی لب ایوانش نشسته.

حسن گفته: تنهایی که بده! و هفت سینش را بار گاوش کرده و راه افتاده و رفته. در خانه‏ی زن کردی را زده. زن کردی گفته: بفرمایید تو، قالی کرمان پهنه.

زن کردی قالی را توی ایوان پهن کرده، رویش هم سفره‏ی هفت سین حسن را چیده.

آن طرف سفره گاو حسن نشسته، این طرفش حسن و زن کردی نشستن.

خستگی از تن حسن آقا در رفته، تنهایی از دل زن کردی رفته، گرسنگی هم از شکم گاو حسن راهش را کشیده و رفته...

 

لاله جعفری

تنظیم: خرازی

*****************

مطالب مرتبط

دختر فراموشکار

از دوری بهار

تدبیر موش(2)

تدبیر موش(1)

باد و درخت و باران

فیل به درد نخور(2)

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
صفدری
خوب است
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 3/3/1388 - 16:20
ناشناس
خوب بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 3/3/1388 - 10:18
ثریا کاظمی
خوب بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 3/3/1388 - 9:22
غلامرضا راد
من هم موافقم جالب بود اگر یک نفر خوشش نیاد که همه نمیشه
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 2/3/1388 - 13:7
aliabazari
خیلی خوب
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 2/3/1388 - 11:39
آشنا
البته که جالب بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 2/3/1388 - 10:21
ناشناس
همه پسند نبود
باید خیلی زیاد روش كار بشه
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 31/2/1388 - 0:18