راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • آن قدر باد کرده که می‏ترسم بترکد.
    آن قدر باد کرده که می‏ترسم بترکد.
    کاربرد: وقتی کسی بیش از اندازه به خود مغرور باشد و به دیگران فخر بفروشد، از این ضرب‏المثل استفاده می‏کنند.
  • مایه دار با شخصیت2
    مایه دار با شخصیت2
    راه‏های دشوار راه‏های دشوارتری هم برای پولدار شدن وجود دارد تا بتواند شخصیت شما را تضمین کند که البته اصلاً پیشنهاد نمی‏شود. چون هم زیادی سخت است و هم بیش از اندازه شرافتمندانه.
  • کلید سود و زیان
    کلید سود و زیان
    زبان، کلید خوبی‏ها و بدی‏هاست. امام باقر(ع) هر یک از اعضای بدن هر روز به زبان می‏گویند: «تو را به خدا [سخنی مگو که به خاطر آن روز قیامت] کیفر ببینیم.» امام باقر(ع)
  • تعداد بازديد :
  • 1721
  • چهارشنبه 11/6/1388
  • تاريخ :

زندگی در حاشیه
حاشیه قرآن

ما حاشیه‏نشین هستیم.

مادرم می‏گوید: «پدرت هم حاشیه‏نشین بود،

در حاشیه به دنیا آمد، در حاشیه جان کند، یعنی زندگی کرد و در حاشیه مرد.»

من هم در حاشیه به دنیا آمده‏ام.

ولی نمی‏خواهم در حاشیه بمیرم.

برادرم در حاشیه‏ی بیمارستان مرد.

خواهرم همیشه مریض است. همیشه گریه می‏کند، گاهی در حاشیه‏ی گریه، کمی هم می‏خندد.

مادرم می‏گوید: «سرنوشت ما را هم در حاشیه‏ی صفحه‏ی تقدیر نوشته‏اند.»

او هر شب ستاره‏ی بخت مرا که در حاشیه‏ی آسمان سوسو می‏زند به من نشان می‏دهد.

ولی من می‏گویم: «این ستاره‏ی من نیست.»

من در حاشیه به دنیا آمدم،

در حاشیه بازی کردم.

همراه با سگ‏ها و گربه‏ها و مگس‏ها در حاشیه‏ی زباله‏ها گشتم تا چیز به درد بخوری پیدا کنم.

من در حاشیه بزرگ شدم و به مدرسه رفتم.

در مدرسه گفتند: «جا نداریم.»

مادرم گریه کرد. مدیر مدرسه گفت: «آقای ناظم اسمش را در حاشیه‏ی دفتر بنویس تا ببینیم!»

من در حاشیه‏ی روز، به مدرسه‏ی شبانه می‏روم.

در حاشیه‏ی کلاس می‏نشینم.

در حاشیه‏‏ی مدرسه می‏نشینم و توپ بازی بچه‏ها را نگاه می‏کنم، چون لباسم هم رنگ بچه‏ها نیست.

من روزها در حاشیه‏ی خیابان کار می‏کنم و بعضی شب‏ها در حاشیه‏ی پیاده‏رو می‏خوابم.

من پاییز کار می‏کنم، زمستان کار می‏کنم، بهار کار می‏کنم، تابستان کار می‏کنم و در حاشیه‏ی کار، کمی هم زندگی می‏کنم.

من در حاشیه‏ی شهر زندگی می‏کنم.

من در حاشیه‏ی زمین زندگی می‏کنم. بر لبه‏ی آخر دنیا!

من در مدرسه آموخته‏ام که زمین مثل توپ گرد است و می‏چرخد.

اگر من در حاشیه‏ی زمین زندگی می‏کنم، پس چه‏طور پایم بر لبه‏ی زمین نمی‏لغزد و در عمق فضا پرتاب نمی‏شوم؟

زندگی در حاشیه‏ی زمین خیلی سخت است.

حاشیه بر لب پرتگاه است، آدم هر لحظه ممکن است بلغزد و سقوط کند.

من حاشیه‏نشین هستم.

ولی معنی کلمه‏ی حاشیه‏ را نمی‏‏دانم.

از معلم پرسیدم: «حاشیه یعنی چه؟»

گفت: «حاشیه یعنی قسمت کناره‏ی هر چیزی، مثل کناره‏ی لباس یا کتاب، مثلاً بعضی از کتاب‏ها حاشیه‏ دارند و بعضی از کلمات کتاب را در حاشیه می‏نویسند؛ یا مثل حاشیه‏ی شهر که زباله‏ها را در آنجا می‏ریزند.»

من گفتم: مگر آدم‏ها زباله هستند که بعضی از آنها را در حاشیه‏ی شهر ریخته‏اند؟»

معلم چیزی نگفت.

من حاشیه‏‏نشین هستم.

به مسجد می‏روم، در حاشیه‏ی مسجد نماز می‏خوانم، نزدیک کفش‏ها؛ در حاشیه‏ی جلسه‏ی قرآن می‏نشینم. من قرآن خواندن را یاد گرفته‏ام، قرآن کتاب خوبی است.

قرآن ما حاشیه ندارد.

هیچ کلمه‏ای را در حاشیه‏ی آن ننوشته‏اند، اگر هم گاهی کلماتی در حاشیه‏ی آن باشند، آن کلمات حاشیه هم مثل کلمات دیگر عزیز و خوابند.

منقرآن را دوست دارم.

خوب است همه چیز مثل قرآن خوب باشد.

قیصر امین پور

تنظیم : بخش کودک و نوجوان

************************************

مطالب مرتبط

آن قدر باد کرده که می‏ترسم بترکد.

مایه دار با شخصیت2

آمد ثواب کند،کباب شد

کلید سود و زیان

شخصیت شناسی،پیاز

یک چشم آلبالو، یک چشم گیلاس

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
فاطمه
خیلی قشنگ بود ولی بهتره این جور مطال رو جایی بذارین که همه ببینن
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 7/7/1388 - 19:34