راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • آمد ثواب کند،کباب شد
    آمد ثواب کند،کباب شد
    کاربرد: آمد کار نیک و درستی انجام بدهد، موفق نشد و کارها بدتر شد و خودش هم ضرر دید. پس باید گفت: «آمد ثواب کند...» - معنای لغت: - ثواب: کار خیر و خداپسندانه آنجا که یوسف است،که گویند ز پیرهن - توضیح: این مثل داستانی دارد؛ می‏گویند
  • آن روزی کشته شدم که آن گاو سفید را کشتی.
    آن روزی کشته شدم که آن گاو سفید را...
    این مثل داستانی دارد؛ می‏گویند در چمنزاری دور از دهکده، سه گاو و یک شیر با هم زندگی می‏کردند. یکی از گاوها حنایی بود، یکی سیاه و دیگری سفید با این که شب و روز شیر به فکر خوردن گاوها بود؛ ولی چون آنها سه گاو بودند، او جرات نمی‏کرد به سراغشان برود و شکارشان
  • خدا خر را شناخت و شاخش نداد.
    خدا خر را شناخت و شاخش نداد.
    - آنچه خوبان همه دارند، تو تنها داری. یار ما آن دارد و این نیز هم. - آنچه شیران را کند روبه مزاج احتیاج است احتیاج است احتیاج
  • تعداد بازديد :
  • 2613
  • چهارشنبه 21/5/1388
  • تاريخ :

آن ريشي را که گرو مي‏گيرند، اين نيست.
وام

آن ريشي را که گرو مي‏گيرند، اين نيست.

توضيح:

اين مثل داستاني دارد؛ مي‏گويند مرد خوب و خوشنامي دچار گرفتاري شد و به مقداري پول نياز پيدا کرد. از کسي تقاضاي مبلغي وام کرد؛ ولي هيچ‏چيز با ارزشي نداشت که در مقابل دريافت پول گرو بگذارد. وام دهنده گفت: «اگر ريش گرو بگذاري، مي‏پذيرم.» مرد نيازمند، ناراحت و غمگين به فکر فرو رفت. پس از کمي انديشه، از روي نياز و ناچاري پذيرفت و شانه‏اي خواست. سپس شانه را با احتياط به ريش خود کشيد و تار مويي از ميان شانه برداشت، در کاغذي پيچيد و به وام دهنده داد.

وام

اين قصه به گوش مرد دزد و حيله‏گري رسيد. او هم بلافاصله نزد وام دهنده رفت و گفت: «در ازاي ريشي که گرو مي‏گذارم، به من هم وامي بده» سپس در ريش خود چنگ زد و مشتي مو از ريش خود کند و جلوي وام دهنده گذاشت.

مرد وقتي رفتار و عمل او را ديد، با ناراحتي او را بيرون کرد و گفت: آن ريشي را که گرو مي‏گيرند، اين نيست!»

ريش گرو گذاشتن، کنايه از اعتبار و اعتمادي ‏است که ارزشي بالاتر از ماديات دارد.

عياران و پهلوانان، از زمان‏هاي گذشته براي حلّ اختلافات ديگران با ضمانت دادن، از اين اصطلاح استفاده مي‏کردند و به عبارتي، شخصيت و حيثيت خود را در گرو انجام آن کار مي‏گذاشتند.

 

 کاربرد:

اين مثل در مورد افرادي به کار مي‏رود که اعتبار و حيثيتي ندارند؛ ولي براي انجام در خواستشان، مي‏خواهند ريش گرو بگذارند!

 

آن روي ورق را نخوانده است.

 توضيح:

معمولاً براي نوشتن روي ورقه، از هر دو روي آن استفاده مي‏شود. گاهي ممکن است بر اثر اشتباه يا عجله، شخصي فقط يک روي ورقه را بخواند.

 کاربرد:

1- فکر آخر و عاقبت کار را نکرده است، با تدبير و انديشه، همه جوانب کار را در نظر نگرفته است، در پيش‏بيني جريان کار، در جايي اشتباه کرده است؛ پس «آن روي ورقه را نخوانده است.»

2- همچنين وقتي مي‏خواهيم بگوييم که ما هم براي خودمان نقشه‏هايي کشيده‏ايم که او خبر ندارد يا سرنوشت، رويدادهايي را براي افراد پيش مي‏آورد که اصلاً پيش‏بيني نشده است، اين ضرب‏المثل را به کار مي‏بريم.

فوت کوزه گري

تنظيم : بخش کودک و نوجوان

***********************************

مطالب مرتبط

آمد ثواب کند،کباب شد

آن روزي کشته شدم که آن گاو سفيد را کشتي.

خدا خر را شناخت و شاخش نداد.

اگر تو کيفي، من بند کيفم.

آن ذره که در حساب نايد،ماييم

آنجا رفت که عرب ني اندخت

شخصيت شناسي،پياز

آلبالو گيلاس که گل کند،تازه چهارده سالش مي شود.

ارسال به