ناشناس
خوب بود من فکر می کردم فقط من با خدا حرف دارم!
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 26/6/1388 - 10:34
غریبه تنها
منم همیشه دلم برا خدا تنگ میشه ولی از شما چه پنهون وقتی چیزی ازش می خوام بیشتر دلم براش تنگ میشه اینو خودس هم میدونه چون خدا از درون همه حتی بیشتر از خود آدم خبر داره ولی در کل آخر آرزوهام اینکه لحظه مردنم خدا در مجموع ازم راضی باشه حتی بهشت خدارو نمی خوام فقط اینو می خوام ازش
الانم با دهن روضه و بغض گلومو گرفته یه چیزی ازش می خوام هنوز نداده بهم شاید هم دیگه هیچوقت نده شایدم بده نمیدونم فقط دعام کنید خیلی به دعاهاتون احتیاج دارم
ممنوننننننننننننننننننننننننننننننننننن
پاسخ تبیان :
دوشنبه 2/6/1388 - 20:7
ح-ع
من یه دفتر داشتم كه توش با خدا دردودل میكردم امایكی رفت سراغشو همشو خوند.ضربه روحی شدیدی خوردم.
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 1/12/1387 - 20:46
حمید
پناه من
معبود من
با من بمان
که با تو از هیچ دشمنی نمی هراسم
و بی تو از هر گزندی می شکنم
پاسخ تبیان :
شنبه 12/11/1387 - 9:53
فرشته شریفی
سلام دوست عزیز مطلب عالی بود واقعا خداوند نزدیک است . من همیشه می خواهم با خداوند خود راز و نیاز کنم . من هم میخواهم یا خداوند د این دفترچه چیزهای بنویسم که تنها خدای من بداند .
من میخوام که یک روزی در آغوش خداوند بشم که خداوند احساس کند که من چقدر خداوند را دوست دارم .دلم برای خدا تنگ شده .
خدایا خدایا خیلی رل تنگه برات **********
ممنونم از تبیان عزیز
التماس دعا
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 5/10/1387 - 10:23
مجید مقدم
آری ، خدایی در همین نزدیکیست...
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 30/8/1387 - 9:12
یه بنده دلتنگ
من دوست دارم تو این دفتر گریه کنم. می خوام اون بغض هایی که تو گلومه بترکه . می خوام درد و دل هام رو با یه خطی بنویسم که فقط خدا بتونه بخونه. می خوام تو این دفتر به خدا بگم که خدایا ای کاش می تونستم تو آغوشت باشم و تا اونجا که جون دارم گریه کنم تا باورت بشه که چقدر دوستت دارم.
ولی خدایا! هر چقدر هم دوستت داشته باشم کفر کردم. چون اونقدر که لایقی دوستت ندارم و نمی شناسمت.
پاسخ تبیان :
جمعه 15/6/1387 - 18:5
mahdi zeidi
ولی من حرفهایم را با خدا، در هیچ دفتری نمی نویسم، چرا؟ چون ممكنه یه روز یه نفر بره و اون دفترو واكنه. حرفهام رو فقط زیر لب می گم و تو قلبم یادداشت می كنم
پاسخ تبیان :
دوشنبه 23/2/1387 - 18:43
ناشناس
منم دلم برای خدا تنگ شده
پاسخ تبیان :
شنبه 21/2/1387 - 11:22
ثریا
باتشکر از تبیانیان عزیز
پاسخ تبیان :
جمعه 20/2/1387 - 23:13
ناشناس
از شما ممنونم
پاسخ تبیان :
جمعه 20/2/1387 - 21:8
امیرعلی
بسیارعالی بود
پاسخ تبیان :
جمعه 20/2/1387 - 19:28
کاملیا بهادوری منفرد از کرج
از همین امروز یک دفتر برای خودم وخدا درست کردم فقط خودم وخدا
پاسخ تبیان :
جمعه 20/2/1387 - 18:2
ناشناس
عالی
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 19/2/1387 - 20:44
nadifa
اگه قرار باشه زندگی نکنیم چی کار کنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 19/2/1387 - 20:0
علی آقا
کیف کردم
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 19/2/1387 - 10:20
بهادریفر
عالی بود
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 19/2/1387 - 10:4
ثریا قاسمی
فوق العاده بود
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 19/2/1387 - 0:59
بنفشه
خیلی قشنگ بود
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 19/2/1387 - 0:24