راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • در ركاب خليفه
    در ركاب خليفه
    علی عليه‏السلام هنگامی كه به سوی كوفه می‏آمد ، وارد شهر انبار شد كه‏ مردمش ايرانی بودند .
  • بستن زانوی شتر
    بستن زانوی شتر
    قافله چندين ساعت راه رفته بود . آثار خستگی در سواران و در مركب‌ها پديد گشته بود . همينكه به منزلی رسيدند كه آنجا آبی بود ، قافله فرود آمد .
  • مرد شامی و امام حسين
    مرد شامی و امام حسين
    شخصی از اهل شام ، به قصد حج يا مقصد ديگر به مدينه آمد . چشمش افتاد به مردی كه در كناری نشسته بود . توجهش جلب شد .
  • تعداد بازديد :
  • 3442
  • چهارشنبه 30/2/1388
  • تاريخ :

مردی که کمک خواست

مردی که کمک خواست

به گذشته پرمشقت خود می اندیشید، به یادش می افتاد که چه روزهای تلخ و پرمرارتی را پشت سر گذاشته، روزهایی که حتی قادر نبود قوت روزانه زن و کودکان معصومش را فراهم نماید. با خود فکر می کرد که چگونه یک جمله کوتاه –فقط یک جمله- که در سه نوبت پرده گوشش را نواخت، به روحش نیرو داد و مسیر زندگانی اش را عوض کرد و او و خانواده اش را از فقر و نکبتی که گرفتار آن بودند نجات داد.

او یکی از صحابه رسول اکرم (ص) بود. فقر و تنگدستی بر او چیره شده بود. در یک روز که حس کرد دیگر کارد به استخوانش رسیده، با مشورت و پیشنهاد زنش تصمیم گرفت برود و وضع خود را برای رسول اکرم (ص) شرح دهد و از آن حضرت استمداد مالی کند.

«هر کس از ما کمکی بخواهد ما به او کمک می کنیم، ولی اگر کسی بی نیازی بورزد و دست حاجت پیش مخلوقی دراز نکند خداوند او را بی نیاز می کند.»

با همین نیت رفت، ولی قبل از آن که حاجت خود را بگوید این جمله از زبان رسول اکرم (ص) به گوشش خورد: «هر کس از ما کمکی بخواهد ما به او کمک می کنیم، ولی اگر کسی بی نیازی بورزد و دست حاجت پیش مخلوقی دراز نکند خداوند او را بی نیاز می کند.» آن روز چیزی نگفت و به خانه خویش بازگشت.

باز با هیولای مهیب فقر که همچنان بر خانه اش سایه افکنده بود روبرو شد.

ناچار روز دیگر به همان نیت به مجلس رسول اکرم (ص) حاضر شد. آن روز هم همان جمله را از رسول اکرم (ص) شنید: «هر کس از ما کمکی بخواهد ما به او کمک می کنیم، ولی اگر کسی بی نیازی بورزد و دست حاجت پیش مخلوقی دراز نکند خداوند او را بی نیاز می کند.» این دفعه نیز بدون اینکه حاجت خود را بگوید به خانه خویش بازگشت. و چون خود را در چنگال فقر ضعیف و بی چاره و ناتوان می دید، برای سومین بار به همان نیت به مجلس رسول اکرم (ص) رفت. باز هم لبهای رسول اکرم (ص) به حرکت درآمد و با همان آهنگ –که به دل قوت و به روح اطمینان می بخشید- همان جمله را تکرار کرد.

این بار که این جمله را شنید، اطمینان بیشتری در قلب خود احساس کرد. حس کرد که کلید مشکل خویش را در همین جمله یافته است. وقتی که خارج شد با قدمهای مطمئن تری راه می رفت.

با خود فکر می کرد که دیگر هرگز به دنبال کمک و مساعدت بندگان نخواهم رفت. به خدا تکیه می کنم و از نیرو و استعدادی که در وجود خودم به ودیعت گذاشته شده استفاده می کنم و از او می خواهم که مرا در کاری که پیش می گیرم موفق گرداند و مرا بی نیاز سازد.

با خودش فکر کرد که از من چه کاری ساخته است؟ به نظرش رسید عجالتا این قدر از او ساخته هست که برود به صحرا و هیزمی جمع کند و بیاورد و بفروشد. رفت و تیشه ای عاریه کرد و به صحرا رفت، هیزمی جمع کرد و فروخت. لذت حاصل دسترنج خوش را چشید. روزهای دیگر به این کار ادامه داد، تا تدریجا توانست از همین پول برای خود تیشه و حیوان و سایر لوازم کار را بخرد. باز هم به کار خود ادامه داد تا صاحب سرمایه و غلامانی شد.

روزی رسول اکرم (ص) به او رسید و تبسم کنان فرمودند:

 «نگفتم، هر کس از ما کمکی بخواهد ما به او کمک می کنیم، ولی اگر کسی بی نیازی بورزد و دست حاجت پیش مخلوقی دراز نکند خداوند او را بی نیاز می کند.»

 

داستان راستان

تنظیم:خرازی

*****************

مطالب مرتبط

در ركاب خلیفه

بستن زانوی شتر

مرد شامی و امام حسین

امام باقر و مرد مسیحی

چهل روز تاریکی و غم

منافقان و کافران و نعمت دنیا

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
ناشناس
ممنون و متشکر
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 20/10/1389 - 16:50
شیما دُرّی
ممنون.عالی بود.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 24/7/1388 - 18:5
سهیلا
موافقم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 2/3/1388 - 13:8
فاطمی
من هم موافقم داستان راستان را زیاد کنید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 2/3/1388 - 10:22
قمر در عقرب
لقد کان لکم فی رسول لله اسوه حسنه ....
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 31/2/1388 - 11:54
سیدی
موافقم بیشترش کنین
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 30/2/1388 - 16:16
بنی تبار
از داستان راستان بیشتر بگذارید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 30/2/1388 - 9:26