راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • چگونه باید از پس مشکلات برآمد؟
    چگونه باید از پس مشکلات برآمد؟
    نظر شما درباره‌ی سختی‌ها و مشکلات زندگی چیست؟ بیایید بحث را از همین‌جا شروع کنیم. تمرین1- تا به حال به این سوال‌ها فکر کرده‌اید؟ - آیا سختی‌ها و مشکلات فقط برای عده‌ای از انسان‌ها پیش می‌آید؟
  • غلام، کدام یک از شما دو تا است؟
    غلام، کدام یک از شما دو تا است؟
    اگر یادتان باشد، در قسمت قبل خواندید که در یکی از روزهای خوب خدا، در گوشه ای از یک شهر زیبا، عده ای از مردم ایستاده بودند و به معرکه ای که یک مرد مسن و یک مرد جوان راه انداخته بودند نگاه می کردند. ماجرا از این قرار بود که هم مرد جوان و هم مرد مسن مدعی
  • تعداد بازديد :
  • 710
  • دوشنبه 22/7/1387
  • تاريخ :

شوت‌بازی سبد خرید!

خرید

نمی‌دونم تا حالا پیش آومده  برای سال جدید تحصیلی برین خرید یا نه! البته اگه می‌تونین این مطلب رو بخونین، حتما سواد هم دارین و یحتمل هم یه بار رفتین خرید برای مدرسه!

 

جونم براتون بگه که بنده به همراه خانواده به سفر اکتشافی، خرید مدرسه رفتم از قضا هم به یکی از این فروشگاه‌های زنجیره‌ای رفتیم و ساعت‌هامون رو یکی کردیم و قرار گذاشتیم ساعت دو بعدازظهر سر صندوق شماره هشت وایسیم.

 

پس نفری یه سبد خرید البته به جز نرگس آبجی که قدش به سبدها نمی‌رسید برداشتیم و رفتیم دنبال خریدهامون، مامان رفت دنبال خرید خوارکی و لوازم آشپزی و بابا هم رفت دنبال خرید لامپ کم مصرف و ابزار و آچار فرانسه و من و نرگس هم رفتیم دنبال کیف و دفتر و اینجور چیزها البته فکر نکنین ما ثروتمندیم که می‌خواستم این همه خرید بکنیم!نه! بابام از اداره‌شون بن خرید گرفته بود و برای همین داشتیم می‌رفتیم خرید عمده محصولات مورد نیاز خانواده .

من و نرگس که کلی حیرون شده بودیم. اینقدر همه چی خوشگل و باحال بود که نمی‌دونستیم کدومش را برداریم. مثلا دفتر با طرح ؟؟؟ یا دفتر با طرح ؟؟؟

اینجوری شد که یادم اومد بزرگی گفته بود که نمی‌تونی بین این و اون، یکی  رو انتخاب کنی پس، هر دوش رو بردار

من هم این توصیه رو به خواهرم کردم و زدیم به سیم آخر و سبد خریدمون رو به ارتفاع 150سانتی‌متر از سطح کف سبد پر کردیم و رأس ساعت دو رفتیم جلوی صندوق شماره هشت و خریدهامون رو ریختیم روی ریل صندوق.

قبل فریاد بلند بابام که تا هفت تا خیابون اون‌ورتر هم رفت، یه چیز یادم‌مونده.

صندوق‌دار عزیزبا صدایی رسا گفت: شد 745/490 تومان!

ما هم فقط 000/100 تومان بن خرید داشتیم، تازه فهمیدیم که چرا بابام دادش هوا رفته بود.

 

اینم یه جور شوت بازیه دیگه!

بر گرفته از : رشد نوجوان

 
آخرین نظرات کاربران
ANA
بد
پاسخ تبیان :
يکشنبه 5/8/1387-19:50
ناشناس
شهلا

خوب بود
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 1/8/1387-9:27
روزنه
نتیجه اخلاقی: تقسیم کار همه جا خوب است به جز هنگام خرید!!!
پاسخ تبیان :
دوشنبه 22/7/1387-9:50